باید به عنوان خوانده شده: او دچار تجاوز و خشونت; امروز این کرالا مربی الهام بخش

“او لگد من در معده و من شروع به خونریزی فراوان. در 5 هفته از دست دادم عزیزم. در آن لحظه من مرده بود داخل. من تصمیم گرفتم من نیاز به زندگی دوباره و این بار برای خودم.”

Lآیک بسیاری از دختران سن او در Mukkam یک روستای دور افتاده در Calicut, کرالا, گل یاس, M موسی تا به حال نسبتا بدون عارضه دوران کودکی است. او متعلق به یک جامعه نزدیک گره مورد مطالعه در یک صومعه و مدرسه به یاد می آورد که جرعه جرعه بر روی یخ-آب نبات در راه بازگشت به خانه بود بهترین قسمت روز است.

ارتقاء

اما در سن 17 گل یاس زندگی برای همیشه لطفا برای تغییر.

“من تا به حال فقط در بازگشت از مدرسه و دیدم چند بازدید کننده در صفحه اصلی. مادرم از من خواست به آنها خدمت می کنند چای. تنها پس از آنها به سمت چپ من متوجه است که آنها آمده بودند تا از من دست در ازدواج” یاس آغاز می شود.

آن را گیج کننده روز و او بارها و بارها به او اطلاع داد که او آماده نیست برای ازدواج, اما چیزهایی که نقل مکان کرد و سریع است. در عرض یک هفته او مشغول بود و فقط سه روز پس از او تبدیل به 18 او ازدواج کرده بود به یک مرد که او را ملاقات در روز عروسی خود را برای اولین بار.

“شب بعد از عروسی وقتی که او راه می رفت به اتاق خواب من متوجه شدم که چیزی در مورد رفتار خود را به نظر می رسید ، به زودی او سعی کرد به پین من را با زور و اجبار و من داد زدم با همه ممکن است. اما, من, منطقه, این مشترک در نظر گرفته شد. از آنجا که بسیاری از دختران ازدواج کرده بودند در سن جوان آنها فرض این خوب بود برای آنها را به فریاد در شب اول ازدواج” او روایت میکند.

Jasmine: Then and Now
یاس: سپس و در حال حاضر

این رفتار را ادامه داد و آن را در زمان چند ماه او را به کشف حقیقت: شوهر او مبتلا به اوتیسم.

“یک سال بعد به من گفت: هر دو خانواده است که من می خواستم یک طلاق به دلیل این بود که رابطه من برای مدت زمان طولانی. سرانجام ازدواج نامیده می شد اما این بود که به سختی پایان مشکلات من. به محض این که من به خانه بازگشت مردم شروع به برچسب زدن به من به عنوان ” طلاق دختر.’ خانواده من نیز به من اطلاع داد که من در یک بار و که آنها می خواستند به من دوباره ازدواج کرد و دوباره به عنوان به زودی به عنوان ممکن است,” او توضیح می دهد.

این بار یاس ساخته شده او موضع روشن و به او گفت که او می خواست به صحبت با این مرد قبل از اقدام به ازدواج است.

“من تعجب به آینده داد که دقیقا نوع پسر است که من می خواستم. من آشکارا به او گفت که من یک زن مطلقه و او به من اطمینان داد که او آماده پذیرش من برای من که بود. من راستش خیلی خوشحال به شنیدن این که. من احساس می کردم که تمام ابرهای تیره در زندگی من در حال حرکت بودند دور و این می تواند یک نام تجاری جدید فصل در زندگی من” یاس می گوید.

یاس—خانواده—هیجان زده شد.

“من نمی توانستم باور است که همه چیز در نهایت کار را برای من. اما در شب عروسی او به اتاق آمد و به من سیلی زد حق در سراسر چهره من. من یخ زد; هیچ چیز ساخته شده است هر گونه احساس. او از هر دو دست و پا و تجاوز به من,” او اشاره با آرام آه.

بعد از چند ماه رفت و در تیرگی یاس. او یک معتاد به کوکائین را تجاوز به او را هر روز و هشدار او در مورد عواقب ناشی از صحبت کردن با هر کسی حتی مادر او در این مورد.

او آرام نگه داشته.

ارتقاء

“یک روز متوجه شدم که من باردار بود. آن را مانند یک بارقه امید برای من. من احساس وجود دارد یک حس از هدف دوباره به زندگی,” او می گوید.

اما زمانی که یاس اطلاع شوهرش در مورد نوزاد او را به خشم پرواز کرد و لگد او را در معده است. او شروع به خونریزی فراوان و با عجله به دنبال کمک های پزشکی. او همچنین به اطلاع پدر و مادر خود را در مورد این حادثه.

“پزشکان گفت که لوله رحم شده بود پاره شده است و من می خواهم که تحت عمل جراحی برای جلوگیری از از دست دادن خون و نگه داشتن نوزاد زنده است. من این عمل جراحی, اما در پنج هفته از دست دادم عزیزم من و به زودی پس از من به نام من به طلاق. من به طور کامل مرده در داخل به روند هر یک از آن. اما من تصمیم گرفته بود که من نمی خواهد به او اجازه دهید با آنچه که او انجام داده بود,” او اضافه می کند.

یاس ثبت یک مورد خشونت خانگیو در حالی که پلیس نگه داشته و در تلاش برای حل و فصل همه چیز بین زن و شوهر. اما او تا به حال صدای ضبط شده و از سوء استفاده و آنها در نهایت مجبور به دستگیری او.

“پس از این واقعه من می خواستم به کشور را ترک کنند اما خانواده من به طور کامل در برابر آن است. آنها سوخته پاسپورت من و تمام اسناد و مدارک من به طوری که من نمی خواهد بود قادر به رفتن در هر نقطه” یاس می گوید.

این او را متوقف نمی کند. او فرار به کوچی و کار به عنوان منشی در یک معتبر مرکز تناسب اندام.

“من شروع به ساخت خودم هر دو ذهنی و جسمی. مردم در مرکز تناسب اندام به من داد تمام قدرت و انگیزه است که من تا به حال فاقد تمام زندگی من. من ساخته شده یک تغییر و تحول تصویری که رفت ویروسی و تشویق که من از افرادی که به تماشای آن بیشتر من را تشویق به ادامه این راه” او توضیح می دهد.

یاس در نهایت راه خود را به بنگلور. “من می خواستم برای تبدیل شدن به یک مربی حرفه ای تناسب اندام, بنابراین من آمد به بنگالور به انجام یک دوره صدور گواهینامه. در همان زمان من مشغول به کار پاره وقت در رستوران ها و کافه ها برای حفظ خودم” او می افزاید.

امروز یاس سطح-سه مربی تناسب اندام در مشهور مرکز در بنگلور.

در حالی که یاس تا به حال یک ایده متفاوت از آنچه در زندگی او خواهد بود به جای دروغ گفتن و اجازه دادن به سختی کنترل او تصمیم گرفت به مبارزه با شانس و ظهور پیروز. امروز او یک منبع الهام بخش برای بسیاری از زنان جوان که در حال رفتن را از طریق مبارزات مشابه و امن در دانش است که قدرت درونی و روح کمک خواهد کرد که او سوار کردن هر طوفان که زندگی می اندازد راه خود را.

“من باید یک هویت و افرادی که عشق و حمایت من در هر روز است. اگر من تا به حال منتظر چیز ثابت خود به خود من ممکن است زنده بوده است. اما من تصمیم به زندگی من برای خودم همه چیز را تغییر داد” او نتیجه با بی تردید اشاره از غرور و افتخار است.


همچنین بخوانید: دیدار با کرالا, گی, زن و شوهر که نقل مکان کرد و HC به Legalise ازدواج همجنسگرایان


(ویرایش شده توسط Gayatri Mishra)

ارتقاء

مانند این داستان ؟ یا باید چیزی برای به اشتراک گذاشتن ؟ برای ما بنویسید: [email protected] و یا ارتباط با ما در Facebook و Twitter.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>