عشق در زمان اضطراری: 200 نامه های این زن و شوهر نوشت: در زندان

“آنها (مبارزان آزادی Madhu و Pramila Dandavate) عاشق یکدیگر چرا که آنها عاشق آزادی است. عشق خود را نیز غنی و توسعه یافته به معنای آزادی است.”

Wکلاه عشق بدون آزادی ؟ آیا سیاست تعریف خطوط از یک رابطه شخصی? اینها برخی از سوالاتی که پس از خواندن این 18 ماه مکاتبات بین Madhu Dandavate پنج عضو پارلمان از Rajapur حوزه ماهاراشترا و همسرش Pramila های آتشین فعال سیاسی در طول روز خود را در بنگلور زندان مرکزی و Yeravada زندان مرکزی به ترتیب زیر اعمال اورژانس پس از آن نخست وزیر ایندیرا گاندی در سال 1975.

ارتقاء

پس از نزدیک به 23 سال از ازدواج زن و شوهر به طور ناگهانی جدا جدا با فاصله بیش از 800 کیلومتر است. به عنوان محصولات از آزادی مبارزه قسم خورده سوسیالیست ها و چاشنی فعالان در حق خود دولت برای اولین بار دستگیر, Madhu در 26 June1975 و پس از آن برداشت Pramila ماه بعد در 17 جولای.

در طول زمان خود را در زندان تنها راه آنها می تواند مربوط به نامه. زن و شوهر رد و بدل نزدیک به 200 نامه که در آن آنها مورد بحث در میان چیزهای دیگر, موسیقی, شعر, کتاب, فلسفه, و البته سیاست است.

از همه مهمتر اما نامه های خود را به یک عهد چگونه عشق آنها به اشتراک گذاشته شده برای هر یک از دیگر ترجمه شده به مقاومت در برابر یک رژیم استبدادی.

“نامه ثبت نام درد جدایی و همچنین چگونه آنها کار کرده و از طریق آن به تصریح خود پیوند عاطفی با restating تعهد خود را به آزادی… آنها عاشق یکدیگر چون آنها عاشق آزادی است. عشق خود را نیز غنی و توسعه یافته به معنای آزادی” می نویسد: Gyan Prakash در منی خود را به کار اورژانس تواریخ: ایندیرا گاندی و دموکراسی را نقطه عطف.

در زنده خاطره ای از حروف آنها را به اشتراک Prakash میریزد نور بر روی امید, ناامیدی و بی اعتنایی آنها به اشتراک گذاشته شده از آنجا که در کلمات Madhu “این نامه….نیز یک راه عالی برای شنیدن خود فکر می کنم به شنیدن خود را مرتب کردن بر اساس خود احساسات و افکار است.”

قبل از ماه در اسارت که زن و شوهر در حال صرف زندگی خود را در تورهای جلسات عمومی و فعالیت های که کشیده و آنها را در میلیون جهات مختلف در علت خود برای ساخت یک پر جنب و جوش جامعه بر پایه برابری.

وقت خود را در زندان بود و یک لحظه به بازتاب عنوان Madhu نوشت: در یکی از نامه ها “را به عنوان هر چند در انتقام است که ما مجبور شده اند به این تنهایی در زندان است. آرامش ساخته شده است این امکان را برای خود غوطه ور در خاطرات گذشته بیست و سه سال.”

البته Pramila نمی تواند مقاومت در برابر اذیت کردن شوهرش با نوشتن “آیا شما تا به حال نامه های نوشته شده به من تا به طور منظم در زندگی قبل از ؟ من به یاد داشته باشید شما را در مدت تور و نمی نوشتن برای ماه… من احساس می کنم خیلی خجالت میکشم وقتی کسی در مورد شما. من باید چیزی به آنها بگویید. اما در حال حاضر نگاه ما! شما نوشتن برای من هر جمعه بدون شکست است. با تشکر اضطراری!”

تأمل در پیوند آنها به اشتراک گذاشته شده Pramila به خصوص تأکید بر نگرانی های عاشقانه و قربانی هم که محدوده مربوطه خود را در زندان و سلول نمی تواند له. یکی وجود دارد به خصوص عجیب و غریب حکایت که Pramila سهام گنجشک در زندان چهارم.

For the story.
Pramila و Madhu Dandavate. (منبع: loksabha.nic)

او می گوید از دیدن بال بال زدن گنجشک “آماده شدن برای استقبال از آنهایی که جوان خود را به این جهان” در حالی که شاهد یکی دیگر که مشغول مشغول فریبنده یک شریک رمانتیک اما برای همیشه سلسله مراتب دور در بازتاب خود را نمایش داده شده در آینه دار زدن در زندان پیچیده است.

“ما احساس کمی بد برای او بلکه نمی تواند کمک کند به خندیدن ، به او گفتم: “اگر شما صرف مقدار زیادی از وقت خود را به نگرانی بیش از زن دیگر در آینه خود را مرد خسته خواهد شد و در واقع به خود و دیگری همسر,” او نوشت. خوشبختانه زن گنجشک رو بیش آینه و Pramila آنها را دیدم “نشسته نزدیک به هم cozily” و ساختن لانه با هم.

به عنوان Prakash می نویسد: “در حال چرخش در یک داستان از یک زن گنجشک سلسله مراتب در تصویر خود را در آینه او به ارمغان می آورد به نظر او اشتغال ذهنی با روابط عاشقانه. قرار داده شده در پشت میله های زندان نمی شکستن این منافع است.” به عبارت دیگر آینه در داستان است که ابزار اضطراری خم جهنم در نظر گرفتن تمرکز از عشق او به دور از Madhu.

ارتقاء

“بدون شک واقعیت اضطراری غیر قابل انکار است اما نه احساسات آن تولید شده است در. Pramila می تواند پیروز شدن بر تبه کار – اورژانس – تنها با غلبه بر وسواس خود را در حد راه او اسپارو جاروب کنار اشتغال ذهنی با تصور رقیب به شریک زندگی خود را محبت” می نویسد: al ard اشرف برای FirstPost.

اما وجود دارد و زاری به عنوان به خوبی به خصوص با توجه به پسر عدی که بود پیوست و موسسه ملی طراحی احمدآباد فقط قبل از آنها بودند به زندان فرستاده شود.

به عنوان Pramila می نویسد: “ما تنها پسر است و هیچ چیز ما می توانیم برای او انجام دهد. ما سعی در تلقین ارزش های ما در او. اما قبل از او به طور کامل آماده قبل از وجود دارد قدرت خود را در بال ما او را رها چپ به دفع کردن برای خود را به ساخت خود زندگی است.”

Madhu همچنین با ابراز تاسف از هزینه های خود را برای خرس در حالی که آنها جنگیدند روزانه خود را در میدان جنگ در جنگهای. ظاهرا با توجه به او یک روز Uday تا به حال از او پرسید: “چرا افرادی که می خواهید به اختصاص تمام طول زندگی خود را به علت دریافت خود را درهم زناشویی پیوست? اصلا خود همسران یا فرزندان تبدیل به موانع در راه خود را کار می کند ؟ چه حقی آنها را به ازدواج و تولید فرزند؟”

اینها بدون شک سوالات دشوار است که می تواند درایو هر پدر و مادر در چشم های عمومی به عمیق تر پشیمانی. حتی در زمان از جمله غم و اندوه این زن و شوهر همیشه در بر داشت یک راه برای افزایش بالای آن است. در بلند کردن اجسام Pramila روح Madhu یک بار نوشت:,, “آخرین نامه تا به حال سایه ای از غم و اندوه بیش از آن. شما گفت که ما خانه و زندگی با هم خواهد بود به طور کامل نابود زمان ما از اینجا دریافت کنید. و شما نمی دانید که اگر شما از این قدرت و پشتکار به آن را انجام دهد همه را دوباره و دوباره. نظر شما احساس بسیار نا امید کننده به من. ما همیشه انجام زندگی ما با هم پشت ما. به عنوان طولانی به عنوان ستون فقرات ما در محل است که احتمالا می تواند ما را لمس زندگی با هم؟”

در سوالات جدی توسط پسر خود را در موضوع خانواده و سیاست Gyan Prakash می نویسد: “اسارت از آنها خواست تا به وزن ارزش آزادی خود را در برابر عشق و وظیفه خانواده است. به اعتبار خود آنها ملاقات تست را با سر خود را بالا برگزار شد. آنها نگران بودند اما unbent.”

پس گفت که, از ویژگی های standout از نامه های خود را بیان و آزادی و سرپیچی از طریق عشق خود را برای یکدیگر. آنچه در این نامه بیان شده است که آن را خودخواه نوع از عشق است. این یک عشق به یک استاندارد بالاتر از آزادی و کرامت است.

در طول حبس Pramily می خواستم Madhu به دیدار او در زندان است. که به معنای نوشتن یک برنامه به دادگاه و مقامات دولتی. اگر چه Madhu برنامه آمد از طریق دادگاه تنظیم برخی به جای تحقیر شرایط مانند پرداخت هزینه اسکورت امنیتی در طول سفر خود.


همچنین بخوانید: بی باک دلسوز و شهید: داستان یک بازیگر که در زمان اضطراری


“مهم نیست که چقدر مشتاق من ممکن است به دیدار شما می دانید من نمی توانم من سازش اصول برای هر نوع از شخصی به دست آورید. و اگر شما به فکر می کنم در غیر این صورت من نمی خواهد بود قادر به تحمل آن” نوشت Pramila. در ضمن در نامه دیگری به Madhu به نقل از یک مراتی شاعر نوشتن “من نمی خواهم احساساتی صمیمیت ترسو/من نه تحمل بودن به غیر از شما.”

سرکش در عشق خود قید زندان شد و در نهایت برداشته با پایان اضطراری است. Madhu رفت بر خدمت به عنوان یکی از مستقل هند standout راه آهن وزیر پس اضطراری و پس از آن به عنوان وزیر دارایی در 1989-1990 در حالی که Pramila انتخاب شد Lok سبها در سال 1980. پس از مرگ او در 12 نوامبر سال 2005 Madhu اهدا بدن خود را برای تحقیقات پزشکی.

یک زندگی اختصاص داده شده برای دستیابی به برابری و پیشرفت و, پیشرفت اجتماعی, زن و شوهر میراث از طریق نامه های خود را که evocatively گرفتن ارزش عشق و آزادی است.

(ویرایش شده توسط Saiqua سلطان)

ارتقاء

مانند این داستان ؟ یا باید چیزی برای به اشتراک گذاشتن ؟ برای ما بنویسید: [email protected] و یا ارتباط با ما در Facebook و Twitter.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>