هند قدیمی ترین راهنمای تور, این 94-YO بمبئی زن مبارزه در کنار Netaji در قانون مهاجرت و ملیت

“من آرزو داشت مادر من دامان گریه خودم را به خواب هر شب و مخوف صبح. اما Netaji گفت: این فقط آغاز است. Desh کی ladai اصلی jaana hai toh himmat rakho می گوید:” راما Khandwala.

ارتقاء

تیاو در سال 1943. یک بیمارستان در رانگون میانمار.

راما Khandwala اجرا می شود از یک اتاق به اتاق در تلاش برای متوقف کردن خون از یک کشنده معده, زخم, تمیز کردن اطراف خام بیخ و بن از قطع پا احساس نبض در حال مرگ است. دست او را ثابت ذهن او زده و قلب او را در ژنده پوش.

او می دانست که آن را باعث از دست داده. او نمی تواند در صرفه جویی در تمام این سربازان زخمی از آزاد عقبی Fauj.

“به من aakhri sandesh (آخرین پیام) به خانواده” سرباز آغشته به خون می گوید راما. نفس نفس زدن نفس و زندگی می رود از چشم خود را. راما می فرستد و دعا و نماز برای روح او و حرکت می کند.

یک ثانیه بعد او نگاهها در سقف به عنوان با صدای بلند برای تلفن های موبایل از هواپیماهای دشمن اتاق را پر کنید. رونق.

همه چیز باقی مانده در عرض چند ثانیه. او چشم انداز مبهم و گوش بی حس و ذهن خالی راما ظهور از قلوه سنگ و تجزیه و تحلیل محیط اطراف خود را. همه او می تواند دیدن مرده بودند بدن.

که نی نهایی.

زن با اعصاب از فولاد شکسته و گریه بیاختیار در از دست دادن زندگی بسیاری از.

راما که رفت تبدیل به ارتش ملی هند را (INA) ستوان دوم خود را بازگو اول نزدیک به مرگ تجربه بهتر هند.

“من هنوز هم به یاد یک سرباز گفت:”Behenji, muje jald se jald theek karo taaki اصلی desh ke liye phir se apna balidan د ساکو‘ (, خواهر, درمان من به سرعت به طوری که من می تواند به مبارزه برای ملت من دوباره),” 94 ساله راما به من می گوید sombrely.

راما Khandwala کتاب Jai Hind

“حادثه طاقت فرسا بود که من بالغ شد یک شبه. یک روز من بود و زمانیکه کودک از یک خانواده ثروتمند. روز بعد من به خواب رفته بود روی زمین و بدون بالش و مبارزه برای استقلال هند می گوید:” راما که به او خون و عرق به مبارزه در کنار Netaji Subhas چاندرا بوز.

این nonagenarian به یاد او روی لئامت دادن با قانون مهاجرت و ملیت و معتقد است که این حادثه غم انگیز معرفی او به هدف از زندگی خود را–برای کمک به هند در رسیدن به استقلال است.

و زمانی که دست او دیگری–به عنوان یک راهنمای تور برای بیش از پنج دهه است که برای آن او موفق به کسب جایزه ملی. داشتن یک ماموریت نگه می دارد و شور و شوق او را دست نخورده او می گوید:.

راما Khandwala برنده ملی گردشگری جایزه. منبع: رئیس جمهور هند/Facebook

فعلا آتشین آزادی جنگنده ماموریت است که به یاد بگیرند که چگونه به کار WhatsApp “ببخشید برای مسدود کردن شما به جای پاسخ به متن خود را. من خریداری یک گوشی هوشمند تنها در سال گذشته است. اما به زودی من را تسخیر این آیکون سبز و احتمالا حتی چت تصویری با شما” او giggles.

به عنوان او به من می گوید که در مورد حادثه, من نمی تواند کمک کند اما تعجب می کنم که چگونه او شاهد هند انتقال بیش از نه دهه. از ترک یادداشت های مخفی در جنگل های Rangoon, یادگیری ژاپنی به برقراری ارتباط با سربازان و به عنوان یک راهنمای تور برای اتباع خارجی, بلند کردن اجسام سنگین و تفنگ در جوانان به بلند کردن روحیه مردم در سال 94 از طریق سخنرانی راما زندگی چیزی جز عادی.

او به بمبئی (در حال حاضر بمبئی) در سال 1946 است و احتمالا زندگی گذشته عضو از قانون مهاجرت و ملیت را Rani از جانسی هنگ.

در مبارزه با هند جنگ استقلال

راما Khandwala (راست) با خواهرش (سمت چپ) و مادر (میانه)

متولد به عنوان راما مهتا در تاریخ 3 دسامبر سال 1926 در رانگون برمه او مورد ستایش قرار داد از یک خانواده ثروتمند. در حال نزدیک کمک از مهاتما گاندی, پدر بزرگ او بود و کلام در ساختمان خود آشرام در گجرات.

این Khandwala خانواده نقل مکان کرد به رانگون به راه اندازی یک کسب و کار همراه با دیگر مهاجران هندی. در ضمن مادر او بخشی از استقلال هند لیگ و همکاران در قانون مهاجرت و ملیت تاسیس راش Behari بوز در سال 1942 در جنوب شرقی آسیا.

راما از اتمام تحصیل از یک مدرسه خصوصی در سال 1943 پیوست قانون مهاجرت و ملیت را Rani از جانسی هنگ همراه با خواهرش. آن را به رهبری کاپیتان افسانه Laxmi Sehgal.

دو ماه شد یک کابوس recollects راما “من مجبور شد به خواب در طبقه خوردن مواد غذایی شیرین و مطلوب و تمرین برای ساعت بدون استراحت. من آرزو داشت مادر من دامان گریه خودم را به خواب هر شب و مخوف صبح. اما هنگامی که من و همسرم و درک بزرگتر انگیزه شروع کردم و با بهره گیری از آموزش است.”

روز خود را شروع با عمل بالا بردن پرچم رژه می روند و آب پز chana. آنها آموزش دیده بودند در دفاع, حمله, تیراندازی تفنگ بی حس کردن تفنگ ، مسلسل و سرنیزه مبارزه در باران های سنگین و افزایش درجه حرارت.

شب شد این سایت متعلق به آهنگ ها و میهنی نقش, سرگرمی است که عمل به عنوان تقویت روحیه. “صرف نظر از رتبه هر کس به درمان مانند یک سرباز. همه ما تا به حال وظایف اضافی از تمیز کردن و پخت و پز و حال شب بیننده در چرخش” او می افزاید.

جالب راما اولین برخورد با Netaji بود که او منینگ خود را هفت هکتار مخفیگاه یک شب.

او کاهش یافت و در داخل کوره و به شدت مجروح شدند. او به بیمارستان منتقل شد که در آن Netaji دیدم یک دختر جوان خونریزی فراوان بود که تمایلی برای ریختن حتی یک قطره اشک. با هیچ آنتی بیوتیک راما بود اما درد خود را حفظ آرامش در سراسر. تحت تاثیر او bespectacled بوز gazed در او رسما و گفت:

“این فقط آغاز شما را بدتر چالش است. Desh کی ladai اصلی jaana hai toh himmat rakho. (اگر شما می خواهید برای پیوستن به مبارزه برای ملت آزادی شما باید شجاع.) دریافت خوب به زودی و از سر وظیفه خود را.”

این کلمات تشویق از او بت نه تنها او را بی باک بلکه نمناک چشمان او. برای چند سال آینده این دلاور مبارزه در برابر انگلیسی ها با هماهنگی با ارتش ژاپن.

راما Khandwala

نظم و انضباط و دقت و تعهد به کشور خود یک اولویت تبدیل شد. او به سرعت ارتقا به فرمانده جوخه رهبر Rani از جانسی هنگ و ستوان دوم.

“در حال حاضر که من به عقب نگاه در زندگی من, من فکر می کنم من از روی لئامت دادن با قانون مهاجرت و ملیت بود و شادترین و وقدرتمندترين ، ‘انجام و یا می میرند” بود و نه فقط یک جنگ گریه اما چلیپا از وجود من است. من یاد گرفتم تمام زندگی من درس از Netaji که همیشه می گویند aage badho. سخنرانی های خود را ساخته شده من با اعتماد به نفس و مثبت است. او به ما کمک کرد تا کنترل ما طبع و هدایت ما به سوی آرامش درونی. از دست دادن شادی است که ارزش هر چیزی به او می گویند. این درس به من که من هستم امروز” به یاد می آورد راما حافظه خود را تیز به عنوان یک تیغ صورت تراشی.

Tum mujhe خون انجام, اصلی tumhe آزادی doonga“, Netaji بوز عبارت درخواست جوانان برای پیوستن به مبارزه برای آزادی هند هستند جاودانه است. درخواست خون برای آزادی این کلمات طنین انداز با راما حتی امروز. و چرا او به زودی دوم در فرمان به بوز خود را.

اما زمانی که قانون مهاجرت و ملیت از دست رفته به انگلیسی, او گرفتار شد و تحت بازداشت خانگی در برمه. چند ماه بعد او رفت و به بمبئی و دیدم رویای خود را از استقلال هند می پیوندند. او ازدواج کردم و شروع نوبت دوم.

در حال یک راهنمای تور برای 50 سال

راما که اهدا شد ملی گردشگری, جایزه, حرفه ای او آغاز شده با یک شرکت خصوصی به عنوان منشی قبل از تبدیل شدن به یک راهنمای تور. اگر چه هند برای اولین بار, صفحه اصلی, وزیر, سردار Vallabhai پاتل درخواست او برای پیوستن به سیاست او خودداری کرد چرا که او ناراحت شد Netaji ادعا مرگ در سقوط هواپیما و تصمیم به ماندن و دور از سیاست است.

دمدمی آگهی در یک روزنامه, گیر افتاد, توجه او. آن را چیزی مانند “ما می خواهیم مردم را به نماینده هند به عنوان راهنمای تور’.

“حتی پس از استقلال مزه به انجام کاری برای کشور باقی مانده است. من می خواستم برای آموزش اتباع خارجی در مورد هند و رهبران ما, جامعه, مواد غذایی و آداب و رسوم و میراث فرهنگی. من مسلط به زبان ژاپنی بنابراین من پریدند به این سفر جدید,” او می گوید.

راما ممکن است فراموش کرده اند که چگونه بسیاری از گردشگران بین المللی او میزبانی, اما او قطعا به یاد همه آنها. درس هایی از قانون مهاجرت و ملیت آمد دستی و در تمام دوران حرفه ای او بوده است اواخر تنها یک بار و آن هم به دلیل باران.

“راهنمای تور در حال غیر رسمی سفیران هند است. توریستی را دیدن و درک کشور ما از چشم ما. من همیشه به آنها خوش آمد به عنوان گردشگران اما پیشنهاد آنها را به عنوان خداحافظی از دوستان می گوید:” راما کسانی که به بازدید از چندین کشور پس از دعوت دوستان بین المللی.

او بازنشسته شد و تنها دو سال پیش است و احتمالا قدیمی ترین راهنمای تور در هند. حتی اگر او یک جانباز در این زمینه او, او گفت: هرگز هیچ به هر آژانس مسافرتی که آن را به میزبانی کسی.

به عنوان یک راهنمای توریست در Aaray شیر کلنی در سال 1974 بمبئی

راما لذت می برد کار خود را به طوری که او را اغلب تا پایان انجام کار اضافی شیفت و یا اختصاص زمان فراغت برای ارائه بهترین تجربه. او هرگز در زمان هر یک از گردشگران برای اعطا. و بودن در صنعت گردشگری برای بیش از 50 سال او را دیده است انتقال. در حالی که مشکلات مانند ترافیک و انفجار جمعیت گاهی اوقات آن را دشوار برای او را به سازماندهی گشت و گذار و سفر, پیشرفت های تکنولوژیکی ساخته چیزهای دیگر مانند ارتباط آسان تر است.

وقتی پرسیده شد که چرا او بازنشسته شد او می گوید: “این هیچ ربطی به سن و سال من. من می خواستم به تصویب این فرصت را به نسل جوان. من زندگی یک زندگی کامل است.”

منبع: شهروندان بایگانی هند/Instagram

بنابراین در 94 آیا راما هر گونه تاسف?

“نه” او به سرعت جهش در “اما من بسیاری از چیزهایی که در لیست سطل من مثل این است که تکنولوژی زرنگ و دانا. من می خواهم به خواندن کتاب های بیشتر watch بیشتر فیلم های مستند. وجود دارد بسیار به انجام در زندگی اما زمان بسیار کمی.”

نه مایل به بیکار در خانه راما می آموزد و باقی می ماند بسیار علاقه مند در امور سیاسی. در حال حاضر او در حال خواندن فتح ذهن توسط Eknath Easwaran. در تعطیلات آخر هفته او آشپز نودل و ماکارونی.

و در طول 90+ سال, او هرگز اجازه دهید هر کسی دیکته زندگی خود و حتی در حال حاضر او اجازه نمی دهد سن آمده در راه خود را.

در فراق توجه داشته باشید تنها پیام من است به ادامه کمک به توسعه کشور است.

“رهبران ما تا به حال رویاهای بزرگ برای این کشور در حالی که مبارزه با جنگ استقلال. متاسفانه هر چند ما به دست آمده و آزادی چیزهایی مانند فساد و تبعیض و نفرت بیش از چیزهای بی اهمیت, آوردن ما. ما باید به یاد داشته باشید درست ناسیونالیسم و تنفس میهن پرستی دوباره.”

(ویرایش شده توسط Shruti Singhal)

تصاویر حسن نیت ارائه میدهد: بینا Cline راما Khandwala دختر.

مانند این داستان ؟ یا باید چیزی برای به اشتراک گذاشتن ؟
برای ما بنویسید: [email protected]
ارتباط با ما را در Facebook و Twitter.

ارتقاء

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.nettny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>