“من یک کارگر جنسی اما دختر من نمی خواهد تبدیل به یک”

من در قلب شمال بمبئی کمتر شناخته شده منطقه نور قرمز که در آن اموات سندیکاهای جرم و جنایت اجرا فحشا حلقه. این است که در آن ستون فقرات-سرد و غم انگیز قلب داستان زنده آمده است.

Tuesday 28 ژانویه 2020: آن بود 12:30 pm. من در حمل و نقل پل که متصل Ghatkopar ایستگاه مترو به راه آهن مرکزی آمریکا ، این تانه محلی وارد شد و من سوار آن سر به بمبئی مرکزی حومه Bhandup. یکی دیگر از 20 دقیقه از استنشاق محلی قطار درجه رسیدم در Bhandup. این اولین بار بود که من پا به این منطقه است. پیاده روی از ایستگاه من مورد ستایش قرار داد برای اولین بار که سوار ریکشا به من نزد.

“Kidhar jaayega خانم?” (که در آن شما می خواهید برای رفتن خانم?) راننده پرسید nonchalantly.
“Sonapur chaloge?” (شما رها من به Sonapur?) از من خواسته.

و آن وجود دارد. فوری تحول در راه او به من نگاه کرد.

من متوجه شدم و احساس فقط در یک میلیونیم ثانیه. این بی تفاوت بیان در چشمان او پیچیده و دشوار به چیزی شبیه ترسناک و قضاوت. آن را کمی نگران کننده به او زل زل نگاه کردن اسکن شده من از بالا به پایین.

Churidar, مد و dupatta. سه گانه را بررسی کنید.

در آن زمان من نگاه کرد تا او scurried دور. من به دست آورد همان پاسخ از پنج بعدی رانندگان ریکشا که حاضر به کشتی من را به محل.

هیچ راهی وجود دارد. من تصمیم به پیاده روی 30 دقیقه ای به Sonapur.

***

mumbai red light area sonapur kamathipura sex worker longreads jov30
کوچه از رویاهای شکسته. منبع: برای @purnataorg توسط @دیانا.elsnr/Instagram

و فقط می خواهم که من در قلب شمال بمبئی کمتر شناخته شده منطقه نور قرمز که در آن اموات سندیکاهای جرم و جنایت اجرا فحشا حلقه. این است که در آن ستون فقرات-سرد و غم انگیز قلب داستان زنده آمده است.

“Ab toh buddhi ho gaya hun, toh mushkil hai kamaai,” می گوید فریده. معنی او را در حال حاضر پس از آن سخت تر به پول.

در حالی که Roopmati زن دیگر صحبت من با وارد تجارت جنسی تنها دو سال پیش Farida شده است در کسب و کار برای تقریبا دو دهه است. هیچ یک از اعضای خانواده خود می دانند که کار تجاری به عنوان کارگران جنسی. به جز فریده دوم شوهر یک ریکشا راننده در شهر کسی که با او دارای یک nine-year-old daughter.

این جانباز از دو همچنان صحبت کردن در مورد چگونه به بازار دیگر اجرا می شود راه آن را ده سال پیش. بازار است که هنگامی که ذهن آنها را تقریبا به یک لاخ یک ماه در حال حاضر درآمد خود را رو به کاهش به کمتر از 10 ، 000 تومان-15,000.

***

من وارد Sonapur با کمک Purnata یک سازمان غیر دولتی است که با تمرکز بر بازسازی زنان درگیر در کار است. با رسیدن به منطقه من تماس Anagha که تسهیل سفر من به Purnata تاسیس مرکز در این منطقه است. یک خانم به نام Sangeetha میدارد من از ورودی Sonapur. ما راه رفتن و صحبت کردن در مورد چه مدت او با سازمان است.

چهار سال او می گوید:.

ما راه رفتن برای چند دقیقه را وارد کنید و یک خط باریک به عنوان او می خواند من به نوبه خود به سمت چپ. آن را احساس می کند مانند دیوار در هر دو طرف خواهد شد بر من در هر زمان. اما 15 مرحله بعد راه گسترش به دیگر تنگ لین. این بار گسترده تر یکی.

قطره قطره شدن اجرا می شود از مرکز خندقهافراق ردیف از خانه ها در هر دو طرف هستند که در رنگ های روشن و سایه های آبی رنگ است. چه کاغذ برداشته توجه من نیست رنده دیوار و یا کتک درهای اما زنانی که نشستن در verandahs.

یکی از شستن صورت خود را سه شکنندگی موهای خود را, خنده دور به جوک ضروری تنها از آنها به عنوان زنان مسن تر نگاه. لباس پوشیدن و در پایین گردن لباس, decked در طلا با ابرو کنده یک اشاره از سرخ شدن در گونه خود و به رنگ قرمز روشن, رژ لب adorning لب خود آنها صبر کنید برای اولین مشتریان از روز است.

چشمان خود را ثابت من مزاحم. زل زل نگاه کردن است, سوراخ کردن بدن, و آنها سعی در پنهان کردن آن. آن را تهدید آمیز است و باعث می شود من ناراحت کننده است. اما من ماسک بیان من و راه رفتن تا پله ها برای رسیدن به Purnata مرکز.

***

“قوانین روشن هستند. این کارگر جنسی را ترک نمی فاحشه خانه یا رد یک مشتری است.”

mumbai red light area sonapur kamathipura sex worker longreads jov30
“من باردار هستم و در بازدید از کلینیک محلی در اینجا به مراقبت از این یک بار و برای همه است.”
چرا بهتر بیمارستان در منطقه است ؟
“اوه نه آنها را بپرسید برای اسناد که می تواند به من در مشکل با من در خیابان حافظ.”
منبع: برای @purnataorg توسط @دیانا.elsnr/Instagram

فریده به من می دهد دزدکی حرکت کردن زیرچشمی نگاه کردن از محل کار.

هر اتاق در یک فاحشه خانه بسته به اندازه آن فضا برای سه تا هشت کارگران جنسی. در مقایسه با دیگر تنگ اتاق در مجاورت او به من نشان می دهد یک شبیه خوابگاه سالن. این چوبي تختخواب افزایش به سقف.

او به من می گوید که تمام زنانی که زندگی در آن خوابگاه خاص کار وجود دارد و در همان زمان. در حالی که من هضم این, او به من می گوید که بسیاری از آنها unwed مادران است. فرزندان خود را که بیش از حد جوان به درک آنچه اتفاق می افتد خواب در گوشه و یا در زیر تختخواب. تنها نازک حجاب از پرده جدا آنها را از مادران خود که تجارت بدن خود را به آنها را به یک زندگی بهتر.

مانند فریده داستان از بسیاری از دیگران که کار در مناطق نور سراسر بمبئی از جمله قدیمی ترین منطقه در دست نیست مشابه هستند.

سفر من به درک این مکان نیز به من منجر به آستان نجات بنیاد ضد قاچاق سازمان های غیر دولتی. عامل برای 30 سال گذشته این سازمان می آید دایره کامل–نجات قاچاق زنان و دختران و بازسازی آنها. آن نهفته است بیش از 5000 به تاریخ.

دختران به عنوان جوان به عنوان نه به فروش می رسد برای, تومان 50,000 تومان 3,00,000 در حالی که زنان مسن تر به فروش می رسد بسیار کمتر است. آنها از سراسر کشور و حتی فراتر از مرزها از نپال و بنگلادش است. خود فقر باعث می شود آنها و خانواده های آسیب پذیر به وعده های توخالی و فرصت ها برای پول بزرگ در شهرهای بزرگتر.

و برای برخی از احتمال پیدا کردن عشق.

مکالمه من با Triveni Acharya به ارمغان می آورد به نور بسیاری از وحشت. او از بنیانگذاران بنیاد نجات.

زمانی که تازه قاچاق دختران در آورده آنها را در آنچه که به نام یک pinjra یا یک قفس. Triveni می افزاید: چگونه pinjra هنوز هم وجود دارد در دست نیست. این یک چوبی همراه و یا سفری که در آن قربانی نگه داشته است تا زمانی که او شستشوی مغزی به تبدیل شدن به یک چاشنی کارگر جنسی.

در حالی که زیرزمینی عناصر بهره مندی از یک فاحشه خانه gharwalis یا خانهدار قرار میدهد. اغلب او یک زن است که در تجارت همه زندگی خود را.

“99 درصد از فاحشه خانه پاسداران هستند که قاچاق در برخی از مراحل زندگی خود را. قادر به فرار آنها مورد تعرض وحشیانه و شستشوی مغزی را به فکر که آنها رانده شدگان. و که بدن آنها صرف کالاها. چرا که بسیاری از آنها رد شد توسط خود خانواده ها و جوامع در آنها شد veteran کارگران جنسی. و آنها به عنوان مسن تر رشد آنها را تا حاکم از فاحشه خانه می گوید:” Triveni.

آنها می ترسید و نگه داشتن کارگران در دسته سه تایی. آنها طبخ شستشو و نگه داشتن اتاق های, پاک, تضمین این که دختران فرار نیست.

mumbai red light area sonapur kamathipura sex worker longreads jov30
“هر روز یک بطری مشروب مجبور است بر روی من. سیگار فشار به انگشتان من. بانوان دیگر در اینجا به من بگویید که زندگی روزمره نمی تواند مشکل اگر من فقط رفتن با آن. اما زمانی که من رد آنها شکستن همان بطری به من رسید و اسکار من با اینترنتی.”
منبع: برای @purnataorg توسط @دیانا.elsnr/Instagram

“این gharwalis استفاده از روش های مختلف برای newbies به تجارت. از coaxing آنها را با شیرین کلمات آرام به فشار آنها را از روی پستی. اظهاراتی مانند ” ما پرداخت پول زیادی برای خرید شما. چگونه می تواند به شما فقط ترک ؟ ‘ مشترک هستند. اگر دختران گوش نمی, آنها مرعوب باند-تجاوز و عاطفی آسیب دیده. زنانی که با قاچاق دختران خود هستند و از نظر جنسی مورد آزار قرار گرفته در مقابل هر یک از دیگر. آنها گرسنگی سوخته در اطراف خود پستان و نواحی تناسلی با ته سیگار, زنجیرشده با برتری و مجبور به انجام عقیم سازی به طوری که آنها نمی procreate. بسیاری از آنها حتی نمی دیدن نور خورشید برای روز.”

با وجود شکنجه برخی حاضر به رها کردن. آنها گفت که اگر آنها به اندازه کافی سخت و بازیابی مقدار آنها فروخته شد برای آنها رایگان خواهد بود برای رفتن.

آنهایی که فرار در حال انتقال به دیگر فاحشه خانه ها که در آن آنها در حال شکنجه بیشتر است. آنها را تحت bandhanاست که شبیه به آنچه که شرکت های بزرگ جهان خواستار یک دوره وابسته به التزام’.

در طول این زمان آنها را برای بازیابی پول که صرف شد برای ‘خرید’ آنها. آنها نمی کسب یک پنی فقط غذا و پوشاک و مسکن.

“قوانین روشن هستند. این کارگر جنسی را ترک نمی فاحشه خانه یا رد یک مشتری. هنگامی که اصل مبلغ خود را karja یا وام بهبود او پرداخت می شود نیمی از پول است. بهداشت و درمان است و هزینه اضافی.”

هر چند بسیاری از زنان ترک فاحشه خانه هنگامی که آنها را به پرداخت کردن وام های خود را, بسیاری پیدا می کند و اشتغال در جای دیگر با توجه به بی سوادی. رد توسط خانواده خود اوضاع را بدتر می کند.

آنها بازگشت و این بار خود را برای پول خوبی را.

***

“حتی اگر من مجبور به فروش خود من خون من آن را انجام دهید برای آموزش بچه های من”: Roopmati

mumbai red light area sonapur kamathipura sex worker longreads jov30
“هیچ دختر از خواب بیدار در صبح و بخواهد به یک زن روسپی است. فحشا یک گزینه نیست اما اجرا شده است.” منبع: برای @purnataorg توسط @دیانا.elsnr/Instagram

در Sonapur یک زن در اواخر 30s Roopmati لباس پوشیدن در لباس های روشن لباس شب و به همان اندازه رنگارنگ dupatta. نه مو peeks او تنگ مستی. او ابروهای ضخیم و خوب خار تلاش برای حفظ آن قابل مشاهده است. لب های او به انتظارنشسته بودند با ظریف-سایه ای از رژ لب در تضاد کامل با دیگر زنان است. زیادی , bindi, زینت پیشانی اش. گوش او را چند سوراخ در هر آراسته با طلا گوشواره.

من نمی تواند کمک کند اما متوجه mangalsutra زیر dupatta.

او در Khedegaon, در مناطق روستایی, Maharashtra. چهارم از هفت خواهر و برادر به دنیا آمد و به یک محقر و یک حاشیه کشاورز او هرگز در زندگی یک pucca خانه فقط با ریختن موقت قلع ورق های دیوار.

زمانی که او تنها هفت پدرش در گذشت. این آغاز از بدترین.

او آغاز می شود “مادر من بی سواد و نمی توان به ارسال من به مدرسه. من غبطه می خوردند دخترانی که به مدرسه می رفت و هر روز در حالی که من تاريخيش در سخت آفتاب از 10 صبح تا 5 بعد از ظهر برای یک دستمزد ناچیز از 10 تومان. و در عین حال یک میدان وعده غذایی یک لوکس. گاهی اوقات هنگامی که آرد به اندازه کافی برای هشت نفر از ما من aai (مادر) را اضافه کنید و آب را شفاف rotis. ما می خواهم شوخی است که اگر ما از نزدیک نگاه ما می تواند شبح از فرد نشسته در طرف مقابل است. من فکر کردم ازدواج را کاهش دهد و من از فقر است. اما من اشتباه بود.”

صدای او است نیرومند و درشت هیکل و محافظت می شوند. او ازدواج کرده بود در سن کم به یک پیرمرد که مشغول به کار به عنوان یک راننده.

“او بی سواد با پدر و مادر مسن برای مراقبت و هیچ خانه مناسب. حقوق ماهانه او بود 10 ، 000 تومان برای طولانی ترین زمان. بنابراین من در کارهای خانه به مدت پنج سال برای به دست آوردن یک نوکر مجموع. در حالی که این مقدار بسنده برای اجرای خانوار و پرداخت صورتحساب های پزشکی خود را برای پدر و مادر آن سقوط کوتاه از بودجه آموزش و پرورش برای کودکان و نوجوانان. من نمی توانستم تحمل به تماشای آنها همان زندگی به من.”

همسایه به او گفت در مورد یک فرصت کار در بمبئی و Roopmati مجموعه شهر رویاها.

با نگاهی به گذشته, همه ما می دانیم که چگونه این می رود. همسایه دروغ گفته بود به او.

“من مطمئن هستم که او به دست آورده کمیسیون در آوردن من در اینجا. اگر من تحصیل کرده بودند من حداقل می تواند حرکت یک قلم و یا انجام برخی از کار برای یک شرکت برای سرمایه گذاری در آموزش و پرورش فرزندان. اما آنچه می تواند یک بی سواد کاری انجام دهید ؟ شوهر و فرزندان من از آنها بدم میاید من اگر آنها تا به حال پیدا کردن که من انجام کار جنسی. اما من هیچ گزینه ای دیگر است. من نمی خواهد اجازه دهید به زندگی فرزندان من خراب بود مثل من. من نمی خواهد اجازه دهید من دختر بود تحت فشار قرار دادند به افراط و, برای اینکه بی سواد مثل من بود.”

او درآمد در حال حاضر به او کمک کرد تا خرید یک خانه در پونا.

Roopmati چشم به خوبی به عنوان او به من می گوید که چگونه او را به صرف بیش از Rs 3 لاخ از تجارت در آموزش و پرورش از او دو بچه–یک پسر و یک دختر. در حالی که دختر او در حال حاضر مشغول به تحصیل در خصوصی-تقدیر-NGO-اجرای دانشکده کشاورزی در پونا پسرش بازگشت از مدرسه مسکونی او مطالعه در به ماندن با او و در قوانین.

او برای تلفن های موبایل مشکل به عنوان او صحبت می کند در مورد آنها. کمی coaxing نشان می دهد که شریک NGO او واگذار آموزش و پرورش از فرزندان او تا به حال conned او. با وجود هزینه های lakhs روپیه بیش از سه سال گذشته Roopmati هرگز دریافت داده. کودکان بستری شده بودند که یتیم به صرفه جویی در هزینه های آموزش و پرورش, مواد غذایی و محل اقامت. حقیقت هرگز بیرون آمد چرا که هر بار که او به او صحبت کرد, کودکان, سرپرست, در خوابگاه خواهد با قرار دادن تلفن روی بلندگو. دولت وجود دارد و حتی قرار دادن یک مبارزه برای قرار دادن در صفحه اصلی کودکان در طول تعطیلات کریسمس سال گذشته با وجود این که اولین بار آنها بازگشت به خانه.

“آنها می دانستند که من مشغول به کار بود به عنوان تجاری کارگر جنسی به آموزش فرزندان من است. زمانی که آنها حاضر به قرار دادن در کودکان و با اشاره به من به عنوان نسبی آنها و نه به عنوان مادر خود من شوکه شده بود. من تا به حال به پرداخت 9,000 تومان به آنها را به خانه آورد” او سهام.

و این همه نیست.

زمانی که Roopmati دختر در نهایت به خانه آمد که کریسمس او پشت سر هم از گریه های ميانگين چیز خوابگاه کارکنان مدام به او. آنها حتی کودکان تمیز کردن توالت در زمینه کار و دریافت مواد غذایی از بازار است. اغلب پسر او در اذیت و ضرب و شتم تا حتی شده به التماس.

“یک بار زمانی که آنها حاضر به خوردن شام یکی از کارکنان به آنها گفت, “‘خانم یه dhandewali ke bacchon ke bahut naxing hai.‘ (خانم بچه ها از این روسپی ها بیش از حد داد و بیداد کن). من مبهوت. قلب من شکست به عنوان دختر من به درخواست من چه dhandewali به معنای. من به او گفتم آن را اشاره به فروشندگان که به فروش کالا. من فکر نمی کنم او متقاعد شده بود.”

من از Roopmati اگر او قصد دارد به ترک قرمز-نور منطقه است. او می گوید: “من مصمم به پاک کردن من در انتظار وام از 30000 تومان و از اینجا دریافت کنید در اسرع وقت. من احساس می کنم من و مشکوک است که من در اینجا کار می کنند. اما من فقط می خواهم بچه های من برای تحصیل و زندگی است که من زندگی می کردند. آگار badan ka خون bhi bechna pade, toh karunga. Lekin صرف baccha ورود ko padhayega. یه خط نبرد ناهی aane dega. (حتی اگر من مجبور به فروش خود من خون به آموزش های من خواهد شد. اما من نمی خواهد اجازه دهید او را گام به خط من از کار).”

***

“دختر من نه. او در آرزوی تبدیل شدن به یک دکتر یا یک IPS افسر”: فریده

دردناک داستان های در خانه تنگ و خطوط.
عکس های اعتباری: Instagram/@purnataorg

من غرق شده است. اما من قبل از پاک کردن اشک است که جریان پایین گونه من, من می شنوم یک sniffle. این Farida. واکنش او می آید از محل عمیق صدمه دیده است نه فقط برای او دوست Roopmati بلکه خود زندگی است. او رویاهای از دست رفته او دوري دخترش.

در اوایل 40s فریده یکی از جانبازان کارگران جنسی در منطقه است. صورت خود را عاری از هر گونه را تشکیل می دهند. فقط یک کوچک, bindiمو در مستی کثیف.

او چندان مایل به باز کردن به من در چند دقیقه اول فقط یک چند کلمه یا یک جمله وجود دارد.

من توقف تلاش و صبر کنید.

به آرامی به او باز می شود تا. او Hindi سنگین لهجه بنگالی.

من یاد گرفتم که کلکته بود هیچ چیز به جز شهر شادی برای او. خانواده اش بسیار ضعیف است. او ازدواج کرده بود و سه پسر داشت اما به زودی رها شده.

در زمان او رشد کرد و جدا از او در قوانین که در زمان فرزندان خود را به دور از او. او پس از آن آمد به شهرستان حداکثر 20 سال پیش است و صرف بیشتر از کسانی که سال ها در تجارت جنسی.

“در چند سال اول من کارهای خانگی در Sanpada. اما این پول به سختی به اندازه کافی. من دوست دارم برای دومین بار 13 سال پیش و دوباره ازدواج کرد.”

فریده شوهر است autorickshaw راننده و آنها را به نه سال است که مشغول به تحصیل در یک مدرسه مسکونی در پونا. او به من می گوید که شوهرش می داند در مورد خط خود را از کار.

من از او پرسیدم اگر هیچ راه دیگری وجود ندارد از بودجه دختر او را از آموزش و پرورش است. او پاسخ “دیدی, bolna asaan hai. ضربت با چیز تیز zarurat tha tab kisine madat ki nahi. Toh مای haath kyun failau? اصلی apne paise ka kamata hun, khata hun, aur baccha ko padata hun.” (خواهر آن آسان است به کسی بگویید و نه برای انجام کار جنسی. اما زمانی که من نیاز مبرم به پول هیچ کس به من کمک کرد. حالا چرا من باید التماس? من کسب پول و پر کردن معده من و صندوق دختر من آموزش و پرورش).

پس از گذراندن دو دهه در کسب و کار او به عنوان روش 40s خود را در او ندارد رویاهای بزرگ. اما کوچکتر. نه برای خود بلکه برای دخترش.

“شوهر من باقی می ماند در اوتار پرادش. هنگامی که زمان مناسب است, من حرکت خواهد کرد و در آنجا با دختر من. ما شروع یک زندگی جدید است. در حال حاضر من فقط می خواهم او برای تکمیل او آموزش و پرورش است.”

او تلاش می کند به لبخند, اما من می تواند حس خود را پوشش درد او.

او به من می گوید “انتخاب این زندگی آسان نبود. من ممکن است به نظر می رسد تشکیل شده است برای شما اما من نمی تواند در شب خواب. گاهی اوقات من در رختخواب دراز بیدار تا 4 صبح فکر کردن در مورد آنچه در زندگی من تبدیل شده است. اما من تعجب می کنم اگر آن خواهد افتاد اگر من در آن متولد شد در یک خانواده طبقه متوسط رو یک آموزش پیدا کردم عشق و مطرح فرزند من متفاوت است. اما زمانی که من نگاه تلالو و لذت در چشم دختر من هر بار که من او هیچ چیز دیگری مهم است. آنچه مهم است این است که او در حال گرفتن آموزش. او هرگز در زندگی که من انجام داد.”

فریده بازديد دختر او را دو بار در هر ماه. او تخته اتوبوس اواخر روز جمعه به طوری که آنها می تواند صرف تمام روز با هم. به طور طبیعی او به نظر می رسد به جلو به بازدیدکننده داشته است.

“من ماند تا در روزهای جمعه پخت و پز همه چیز او را دوست دارد. شما باید ببینید که شادی در چهره او به عنوان او بلعد همه چیز. او در حال تحصیل در کلاس 2 در زبان انگلیسی-مدرسه متوسط و به من می گوید که رویای او این است برای تبدیل شدن به یک دکتر یا یک IPS افسر. هر بار که من او پرداخت هزینه های او نشانه ای برای من است. برای طولانی ترین زمان معلمان او فکر می کردم من می توانم صحبت می کنند. بنابراین او به آنها گفت: ‘من مومیایی می یابد آن را دشوار است برای ارتباط برقرار کردن به زبان انگلیسی و مراتی. پس لطفا صحبت او در Hindi.’ معلمان بسیار علاقه مند است ، آنها می گویند او یک دختر روشن و است که او را در رسیدن به چیزی بزرگ در زندگی است. و در زمان هایی از این من نمی تونم جلوی اشک.”

Sangeetha ما به ارمغان می آورد چای و زمانی که من متوجه است که من شده اند پاره کردن بیش از حد.

اما فریده لبخند به عنوان او به من نشان می دهد تصاویر از دختر کوچک او. من تحسین علاقه در چشم او به او می گوید من در مورد بازدیدکننده داشته است به او در سه سال گذشته است.

در آن لحظه او نه یک کارگر جنسی اما یک مادر کار سخت را برای او فراهم است.

***

“از دست دادن نیست زندگی من برای به دست آوردن یک باک اضافی درست است؟”

mumbai red light area sonapur kamathipura sex worker longreads jov30
به دنبال به جلو به یک زندگی بهتر. منبع: برای @purnataorg توسط @دیانا.elsnr/Instagram

از من بپرسید که چگونه آنها محافظت از خود در برابر اچ آی وی و یا دیگر بیماریهای مقاربتی.

Roopmati quips به “ما محل ایمنی ما قبل از هر چیز دیگری است. ما را تماشا زنان جوان و دختران رنج می برند و می میرند از رابطه جنسی محافظت نشده. بنابراین قوانین ما برای مشتریان ما روشن است. اگر کسی می پرسد برای رابطه جنسی نا به ما بگویید که آنها را به ترک. ما نمی درگیر در رابطه جنسی محافظت نشده با هر مشتری بدون توجه به جایی که آنها می آیند و یا آنها چه کسانی هستند.”

که مشتریان خود را ؟

فریده پاسخ که آنها می آیند از زمینه های. از یک ریکشا راننده به پلیس. برخی از خانواده های دیگران تنها ماندن در این شهر برای امرار معاش.

“رسیدن به آستان ما برای نیازهای خود را,” او می گوید و اضافه میکند: “برای ما نیست در مورد صمیمیت. فقط یک معامله. برخی از پرداخت تومان 500 دیگران 1,000 تومان. هنگامی که یک مرد سعی کرده به من فشار به داشتن رابطه جنسی محافظت نشده. او ارائه شده به پرداخت 5,000 تومان. من به او گفتم یا قرار دادن بر روی کاندوم و من به طور منظم من رای دادن و یا ترک و که من نمی خواهد اجازه حتی اگر او به من پرداخت می شود یک لاخ. فراموش rupayee ke liye apni jaan thodi gavayega! (از دست دادن نیست زندگی من برای به دست آوردن یک باک اضافی درست است؟). تنها اگر ما زندگی می کنند ما قادر خواهید بود برای کمک به کودکان ما و کار برای چند سال.”

***

“این بازار دیگر اجرا می شود مانند آن را انجام داد.”

mumbai red light area sonapur kamathipura sex worker longreads jov30
زندگی در یک فاحشه خانه. منبع: برای @purnataorg توسط @دیانا.elsnr/Instagram

قرمز-نور مناطق در بمبئی دیگر ایجاد کسب و کار آنها یک بار بود.

این در حال تغییر است با اجرای قانون قابل توجه را در فاحشه خانه ها. در حالی که آنها همچنان در حریم خصوصی آنها را برای محافظت از خود بیش از حد.

و نگرش کارگران جنسی نیست کمک های خود را رو به کاهش درآمد.

Roopmati می گوید: “بسیاری از آنها را اینجا انتقال از دیگر پذیرفت. پس از این محل است که به عنوان استثماری نگرش خود را تغییر. در حرص و طمع به دست آوردن پول بیشتر از بسیاری از آنها غارت مشتریان و ضربه آنها را. این gharwalis در اینجا نیز به آنها کمک کند. آنها سوء استفاده مشتریان و باج خواهی آنها است. این ناراحتی بقیه از ما که در حال کار سخت است. اما چه می توانیم بکنیم؟”

نه خیلی زیاد و زندگی می رود برای بسیاری از آنها است.

من دوباره Triveni کار کرده است که در ضد قاچاق بخش برای 30 سال گذشته به دانستن بیشتر در مورد قانونی ایستادگی در کار جنسی تجاری.

“این یک منطقه خاکستری” او می گوید.

“چندین راه اندازی نرم افزار رایگان. در حالی که وجود قوانین روشن در قاچاق انسان برای تجارت جنسی وجود ندارد وضوح در بهره برداری از زنان بالای 18 که به زندگی و درآمد در فحشا. علاوه بر انگ اجتماعی از 30 سال پیش هنوز هم وجود دارد. بنابراین بسیاری از این زنان هیچ جایی برای رفتن. اما با جدید ضد قاچاق قانون است که تحت نظر قوانین و نجات و بازسازی و جبران خسارت از قاچاق افراد و همچنین بهره برداری جنسی تجاری کارگران مشخص تر خواهد شد.”

***

ترس و خطر خیانت: این چرخ فلک نگه می دارد تبدیل

نجات بنیاد همچنین دستگیره در-افریقا مشاوره. اعمال نفوذ استخر خود را از خبرچین محققان و جاسوسان آنها انجام حملات و عملیات نجات در مناطق نور. محققان با قرار دادن زندگی خود را در خط و پنهان خود را به عنوان مشتریان. آنها تمرکز بر روی افراد زیر سن قانونی و هنگامی که آنها به سمت چپ به تنهایی در اتاق با دختر آنها وکیل او.

گاهی اوقات آن را طول می کشد و چندین بار به فاحشه خانه ها به ساخت اعتماد با افراد زیر سن قانونی که ترس برای زندگی خود را و در حال حاضر زندگی می کردند بدترین نوع خیانت است. تعامل خطرناک است–نه تنها برای minor–بلکه محقق است که هویت محافظت شده است در تمام هزینه.

Triveni می گوید: “هنگامی که اعتماد ساخته شده است دختران باز کردن در مورد خود را در غم و ناامنی است. آن است که تنها زمانی که او به ما می دهد رضایت و موافقت خود را با همکاری با ما انجام دهید ما خبرچین گزارش به ما. بعد از چند روز ما یک فایل شاه و حمله به فاحشه خانه با پلیس است. ما وارد منطقه نور قرمز بدون حفاظت پلیس.”

شده اند وجود دارد حمله به محققان در گذشته است. یکی از محققان ضربات چاقو کشته شده و پنج سال پیش. Triveni شوهرش را از دست داده پیشرو بنیانگذار نجات بنیاد 15 سال پیش. او مظنون است که خود حادثه قاب شده اما متوقف نشده او را از ادامه کار خود را.

آیا زنان همیشه همکاری و یا وجود داشته اند مواردی که در آن آنها حمایت شود ؟

او پاسخ می دهد: “گاهی اوقات دختران خود را تغییر دهید, اظهارات در مورد سن خود دروغ یا دولت است که آنها در حال کار کردن انتخاب کنید. حتی اگر آنها این کار را از ترس بسیار وجود دارد ما می توانیم برای آنها انجام پس از این. بسیاری از آنها گیر کرده در چرخه روسپیگری چرا که آنها معتقد هستند هیچ زندگی وجود دارد برای آنها در جهان خارج است. اما در زمان های دیگر هنگامی که ما برای نجات یک دختر بچه چندین نفر دیگر شده است.”

پس از نجات این دختران حرکت به بنیاد مرکز مسکونی و رفتن را از طریق یک سری از فرآیندهای برای به دست آوردن ثبات و تعادل است. جدا از رسیدگی قانونی به خود را تنبیه عاملان بازماندگان نیز حضور در جلسات مشاوره و درمان برای مقابله با تروما. آنها در حال ثبت نام در دوره های آموزشی و ارائه آموزش و پرورش و اشتغال است.

مانند نجات بنیاد Purnata بیش از حد با این نسخهها کار با سازمان های اجرای قانون در پیشگیری و نجات. به عنوان وب سایت خود را می گوید ماموریت آنها این است که “حفاظت از آسیب پذیر است. بازسازی سرقت رفته است”. تیم خود را می کند نظارت از عمده ایستگاه های راه آهن در این شهرستان و نجات کودکان در حمل و نقل در ایستگاه های راه آهن و سایر نقاط گره.

در پنج سال Purnata را نجات داده است بیش از 30 قربانیان قاچاق از جمله 15 افراد زیر سن قانونی. آن را بازسازی و reintegrated 12 بازماندگان به جریان اصلی جامعه است. این پشتیبانی از آنها را با کمک به آنها در پیدا کردن عشق و ازدواج. آن را نیز تضمین مسکن امن برای 25 کودک که در معرض خطر قاچاق می شود. آگاهی خود را در برنامه ها رسیده اند بیش از 50 ، 000 مردم است.

Purnata دارای یک مرکز برای زنان در Sonapur که در آن آنها را نگه دارید, آموزش جلسات مشاوره و حوادث. آنها همچنین اجرای یک مهدکودک مرکز برای کودکان و نوجوانان ارائه آموزش با کیفیت وعده های غذایی و فعالیت های خود را برای ترویج بهداشت و سلامت خوب است.

به عنوان من ترک Sonapur قلب من احساس سنگین تر از حد معمول است. اما لبخند از Farida و Roopmati روشن کردن بار حتی اگر توسط یک پر وزن. آنها به عنوان پیشنهاد من خداحافظی آنها به من بگویید “دیدی, aap se baat karke مان halka ho gaya! (خواهر صحبت کردن به شما روشن ما بار).

اغلب نیست که آنها سهم خود را در غم.

“گاهی اوقات ما می خواهید برای به اشتراک گذاشتن داستان ما با افرادی که مراقبت. اما هیچ کس تا زمان. در واقع آنها خنده و مسخره ما. آن را آسان تر برای قضاوت dhandewalis ، می گوید:” Roopmati.

به من اجازه دهید کلمات خود را غرق در, من می دانم که این زنان در حال رزمندگان به معنای واقعی. من زاری فکر می کردم که اگر آنها تا به حال فرصت های بهتری را شاید نه تجارت بدن خود را.

Ab chalein, دیدی ؟ Allaaaaah kaam گاوچران زن انگشت pada hai,” (باید ما را ترک کنند در حال حاضر ؟ مقدار زیادی از کار است که انتظار)” آنها تکان خوردن مرا از افکار من به سخت کار کردن روزانه.

من در آغوش آنها تنگ که من ترک قول به رها کردن توسط دفعه بعد من در اطراف.

من ترک فضا. اما من ادامه داستان های خود را در قلب من است.

پشتیبانی Purnata کار با ارسال کمک های مالی خود را به جزئیات زیر:

نام: Purnata
بانک: Kotak Mahindra Bank
شاخه: شیر-E-پنجاب Andheri شرقی
کاربری: 0011506058
IFSC کد: KKBK0001363


شما همچنین ممکن است مانند: “به بنگلور ترافیک خراب کردن زندگی حرفه ای من?”


(ویرایش شده توسط Shruti Singhal)

نام شخصیت های اصلی تغییر شده اند برای محافظت از هویت خود است.

مانند این داستان ؟ یا باید چیزی برای به اشتراک گذاشتن ؟
برای ما بنویسید: [email protected]
ارتباط با ما را در Facebook و Twitter.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>