همسر خود را از دست داده و خاطرات خود را به آلزایمر اما او هرگز متوقف مراقبت

در سال 1955 Sukla Bhattacharjya منتظر شوهرش شیو برای بهبود یافتن از یک بیماری به ازدواج او با وجود اصرار که او پیدا کردن دیگر خواستگاران. چهار دهه بعد هنگامی که او شروع به از دست دادن حافظه خود او در زمان مراقبت از او را مانند چند همیشه می تواند. #CoupleGoals

Sاچ آی وی پراساد Bhattacharjya خدمت هندی افسر ارتش برای اولین بار ملاقات Sukla سابقه فارغ التحصیل از کلکته معتبر انتخابات ریاست جمهوری, کالج, در ژوئن سال 1955.

ارتقاء

فقط هفته قبل Sukla گرفته بود یک نگاهی به شیو عکس و تصمیم گرفت که او در حال رفتن به ازدواج با او. او در گرفته بود توسط مرد جوان در ارتش, یونیفرم, و ستایش بالا از یک دوست خانوادگی فقط اضافه شده به درخواست تجدید نظر خود را.

اما قبل از عروسی خود را تاریخ ثابت شد شیو زده بود به یک جلسه از احشايی (کالاآزار)—برای بار سوم. با وجود شیو اصرار که Sukla یکی دیگر از پیدا کردن خواستگار به خاطر او پایانی شانس در ارتقاء او بصورتی پایدار و محکم اعلام کرد که او را منتظر برای او بهتر است و سپس با او ازدواج.

و این چیزی است که اتفاق افتاده است در ماه فوریه سال 1956.

دو جنگ یازده شهرستانها و سه فرزند بعد از آن زن و شوهر در نهایت حل و فصل کردن در کلکته در سال 1975. در سال 1983 خانواده نقل مکان به خانه خود که Sukla به نام “Sthithi” به معنی “محل استراحت” در فارسی.

سریع به جلو به سال 1995 و فرزندان خود را به حال ساخته شده راه خود را در جهان. دو دختر در حال حل و فصل کردن با خانواده خود در حالی که پسر خود را مشغول به کار در دهلی نو. با نزدیک به 40 سال از ازدواج زیر کمربند خود را از زندگی به نظر می رسید در سهولت برای این زن و شوهر مسن.

اما زمانی که شیو شروع به توجه به چیزی عجیب و غریب در مورد Sukla. از فراموش کردن صبحانه به خروج گاز سوز در رفتار او قرار گرفته بودند محسوس تغییر دهید. او بلافاصله او را به دکتر و تشخیص اولیه بود presenile زوال عقل است.

آن را در زمان یک سال برای او تشخیص داده می شود به درستی—آن آلزایمر است. Shiv 70 سال سن در زمان و Sukla بود فقط 60.

“پدر و سفر به سوی همدلی بود و یک نزول تدریجی است که در زمان بیش از یک دوره از زمان. در ابتدا او را بسیار ناراحت است. آنها با یکدیگر آشنا برنامه, و او تعجب که چگونه او می تواند فراموش نکنید که برای صبحانه. وجود دارد برخی از خشم به عنوان به خوبی. اما پس از آن در برخی از نقطه, او متوجه شد که این یک بیماری است. او می دانست که به سوال او بدتر بود چرا که او احساس تحقیر و ترس از عدم کنترل می گوید:” شادی پسر خود و رئیس سابق تولید در ESPN Star Sports India, زبان, به , بهتر, هندوستان.

Shiv آموخته نه به عصبانی یا نا امید در Sukla. به عنوان آلزایمر شروع به وزن سنگین تر در او و او شروع به سرگردان به دور از خانه و سپس به هر حال نگه داشتن چشم در او رو دشوار است. او تا به حال توسعه یافته گلوکوم. اما با عشق و صبر و پشتکار او در بر داشت راه برای مدیریت همسر مورد علاقه خود را با بیماری و نگه داشتن او در سهولت.

به جای نزدیک شدن به او به عنوان یک خانم مسن مبارزه با آلزایمر, Shiv شروع به درمان او را مانند یک کودک بود که جوان تر هر روز. او با استفاده از طنز و موسیقی و هنر به نگه داشتن او مشغول اند. برای انجام دور با فضای حزن انگیز او تبدیل خانه خود را به یک اهل تفریح و بازی مهد کودک برای همسر خود.

“آلزایمر در نظر گرفته شده است ‘تاریخ و زمان آخرین در’ بیماری است. اولین چیزهایی که شما را فراموش کرده ام در حال آخرین چیزهایی است که برای شما اتفاق افتاده است. شما مرتب کردن بر اساس به عقب مثل بنجامین باتن در ذهن خود را. من متوجه شده است که او را متوقف زبان هندی به دلیل آن بود که زبان او آموخته تاریخ و زمان آخرین. پس از آن او از دست انگلیسی زیر که او تنها به خاطر بنگالی و خاطرات دوران کودکی خود را در کریشننگر,”, به یاد می آورد شادی.

موسیقی حافظه و شادی

به عنوان Sukla به تدریج خود را از دست داده حافظه, موسیقی بازی یک نقش محوری در پایین نگه داشتن آخرین باقی مانده از گذشته است. تحقیقات نشان می دهد که گوش دادن به و یا آهنگ آواز ارائه می کنند عاطفی و رفتاری مزایا برای افراد مبتلا به بیماری آلزایمر است.

“موسیقی خاطرات اغلب حفظ در بیماری آلزایمر به دلیل کلید مناطقی از مغز مرتبط با حافظه موسیقی نسبتا سالم این بیماری می گوید:” این درمانگاه اشاره کرد.

“موسیقی او دوست داشت همچنان در خاطرات خود را. مادر من است که از یک خانواده بزرگ با 10 برادران و خواهران. هر سال در طول داداش Phota (بنگالی نسخه Rakshabandhan), پدر من همیشه Ma به ملاقات خواهر و برادر. در ابتدا او آشنا شد و با آنها چه کسانی بودند, اما که پژمرده با گذشت هر سال. اما Ma بود که بسیار متمایل به موسیقی و هر سال از آنها استفاده می شود به خواندن. حتی دو یا سه سال به آلزایمر او قادر به خواندن اشعار رابیندرانات تاگور, رقص, درام, ‘Chitrangada’ همراه با خواهر و برادرزاده. موسیقی همیشه از طریق به او” به یاد می آورد شادی.

هر زمان که او خواهر و برادرزاده بازدید ‘Sthithi’ شیو خواهد از آنها بخواهید به خواندن یکی از آهنگ های مورد علاقه با نام “Purano Sei کسی که شام میخورد Kotha’ (روز پیر/نوستالژی) توسط تاگور. گوش دادن به آنها را می خوانم لب های او را برای حرکت همراه با متن ترانه.

“من به تازگی خریداری یک موسیقی خاص سیستم بلندگو که پخش یک مجموعه از سه یا چهار ژانرهای موسیقی که من ذخیره شده بر روی USB. این مجموعه تنها موسیقی او می داند و دوست دارد. ما با قرار دادن این مجموعه در هر روز و او گوش به آن را در همه زمان” او انگلیسی دوبله.

مرکز جهان او

احتمالا بیشتر دلگرم کننده عنصر از این داستان این است چگونه شیو همیشه اطمینان می داد که همه چیز در خانواده حول Sukla صرف نظر از وضعیت او. افرادی که به آلزایمر معمولا shunted به پس زمینه و همه وانمود آنها وجود ندارد. Shiv را رد کرد و این رفتار است.

ارتقاء

“این بود که در یک مرحله زمانی که مادر من بود و غائط. او نشسته بر روی یک صندلی خاص-تقدیر-و وجود دارد همیشه یک احتمال از ادرار کردن در هر زمان—حتی با مهمانان در اطراف. اکثر مردم خواهد بود بسیار خجالت در مورد این اما پدر من نگرش بسیار متفاوت بود. او خواهد گفت: “اگر آنها برای دیدن او آمده اند و این چیزی است که ما هستیم. این است که خانواده من و این زندگی من است. شما می خواهید به اینجا می آیند و نشستن در اتاق نشیمن در اینجا همسر من است. اگر شما او را قبول, بسیار خوب است, اما اگر شما می توانید لطفا نمی آیند.’ او نبود تهاجمی در این مورد; او فقط ساخته شده مطمئن شوید که آن را شفاف به هر کس که به دیدار” او به یاد می آورد.

در میان این همه شادی نیز آموخته درس بسیار مهم.

“من یک پسر با نیازهای ویژه. اگر چه من هرگز پنهان او را من می خواهم با تشکر از مردم برای خوب بودن به او. اما پدر من به من آموخت که برای انجام این کار را متوقف و آن را با ارزش درس زندگی. ما نیاز به اجازه می دهد خودمان را به قبول برای آنچه که ما در حال و نه زحمت با آنچه که دیگران فکر می کنم” استدلال می کند شادی.

Shiv پراساد Bhattacharjya و Sukla. (منبع: توییتر/شادی Bhattacharjya)


خاطرات دوران کودکی

همانطور که قبلا ذکر Sukla وارد در یک نقطه که در آن او تنها صحبت در بنگالی. علاوه بر این در طول زمان او شروع به خواب بیشتری در طول روز, و آن را یک مبارزه روزانه بیداری او را برای وعده های غذایی.

در حالی که Sukla در زمان طولانی چرت زدن در بعد از ظهر, Shiv شروع به بازدید از یک مهد کودک واحد برای بیماران مبتلا به آلزایمر در این نزدیکی هست در منطقه دریاچه نمک کلکته پشت سر گذاشتن یک پرستار او استخدام در خانه. در تاسیسات او صرف چند ساعت کمک به بیماران دیگر.

در طول یک سفر در سال 2014 او ملاقات Sambit Chatterjee برادر بزرگتر مشهور بنگالی بازیگر Soumitra Chatterjee که او نیز تا به حال به آلزایمر است.

“جالب است که او در بر داشت که Sambit در کریشننگر در همان زمان مادر من بود و در حال رشد وجود دارد. دانستن است که بیمار آلزایمر خاطرات عقب عقب رفتن او شروع به چت با او در مورد شهر و چگونه آن را در دهه 1930 ، حتی اگر پدر نبود در آن زمان مادر من زنده داستان در خدمت به عنوان یک راهنمای و او از Chatterjee خانه در خیابان فروشگاه در مقابل آن شهر جاده اصلی و دختران زیبا در محله. Sambit صورت روشن و برای یک و نیم ساعت با پدرم گفتگو با او در مورد به روز می گوید:” شادی است.

پس از گفتگو Sambit خوشحال به خانه رفت. وجود او به همسرش گفت که چیزی جادویی رخ داده در مهد کودک مرکز. اما زمانی که همسرش خواسته Sambit در مورد آن او نمی تواند به یاد داشته باشید یک چیز به دلیل کوتاه مدت از دست دادن حافظه.

“همه به یاد او بودن بود بسیار خوشحال است. به طور طبیعی خود را به نام موسسه و پرسید: چه اتفاقی افتاده است. گفتند برید آقا (پدر من) اینجا بود و او باید به او صحبت می کنند. او به نام پدر من, و هنگامی که او در مورد مکالمه او در اشک—Sambit هرگز مورد روز جوان تر خود را با او. فکر می کنم در مورد سحر و جادو آن است. در اینجا است که یک مرد مبتلا به آلزایمر گفته بودن داستان با مرد دیگری و تنها خاطرات او می تواند به اشتراک گذاری هستند چرا که از همسر خود که در حال حاضر نیز دارای آلزایمر. پدر من کاملا باور نکردنی مرد” به یاد می آورد شادی.

برای مراقبان

به عنوان شیو کردم زمان بیشتری را بر روی دست خود را با یک پرستار در خانه و Sukla طولانی چرت او هم به قلم و افکار خود را. او می خواست به کاتالوگ و داستان خود را برای مراقبان در سراسر جهان است.

وجود دارد بسیاری از کتاب ها در مورد آلزایمر, اما آنها بیشتر از یک دکتر چشم انداز. شیو می خواست نوشتن یک از یک پرستار دیدگاه بود که در نهایت منتشر شده در سال 2010 با عنوان خط آلزایمر—ماموریت همچنان ادامه دارد.

“این کتاب من نمی توانم به عنوان خوانده شده چرا که پدر من نمی فراغت خود را. او نوشته است هر اشتباه او در حالی که مراقبت از کارشناسی ارشد در جزئیات. او می خواست برای نوشتن این کتاب به طوری که دیگران نمی خواهد همان اشتباهات او. او می خواست بگوید دیگر مراقبان نیست به نگرانی در مورد اشتباه. که دیگران در موقعیت خود را ساخته اند همان اشتباهات و یا حتی بدتر, و او می خواست مردم بدانند چرا که زمانی که او می خواست برای یادگیری وجود دارد هیچ کس به او بگویید” می گوید: شادی.

Shiv گذشت در اکتبر 2015 اما سیستم او در محل قرار داده برای مراقبت از Sukla قوی باقی می ماند. او سربازی در سن 85 و سالم باقی می ماند به عنوان همیشه. این همه به لطف یک مرد که هرگز در عشق از زندگی خود را.

خدا می داند که او ساخته شده حق انتخاب در سال 1955 در حالی که ایستاده او تصمیم به ازدواج با او.


همچنین بخوانید: Pankaj Tripathi یکی-از-آن-نوع عشق داستان کاملا شما بیش از برنده شدن!


(ویرایش شده توسط Gayatri Mishra)

ارتقاء

مانند این داستان ؟ یا باید چیزی برای به اشتراک گذاشتن ؟ برای ما بنویسید: [email protected] و یا ارتباط با ما در Facebook و Twitter.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.dehec.sutny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>