با وجود تمسخر & حملات 33-YO کارناتاکا مرد می شود ‘پدر’ به 55 HIV+ بچه ها

“بسیاری از جوانان HIV+ بچه ها آمد. من نمی خواهم به ارسال کسی به عقب. در 6 ماه آینده, من تا به حال 26 کودکان پیوستن به خانواده. سال 2010 من یک پدر به 55 کودکان!”

یک مرد جوان در دهه بیست سالگی خود را با عجله از طریق pillared راهروهای بیمارستان dodging جمعیت از مردم دیوانه وار در جستجوی حق ، بوی کف تمیز کننده مخلوط با داروهای چربی های اشباع شده به عنوان او در حرکت از یک اتاق به دیگری. ذهن او ابری با تماس تلفنی با دکتر, چند ساعت پیش.

ارتقاء

‘او در شرایط بحرانی است. ما در حال انجام بهترین های ما اما او ممکن است زنده ماندن فراتر از دو روز او را به یاد می آورد دکتر کلمات شوم.

مسواک زدن حافظه خاموش او درآمد حاصل به اتاق بعدی برای پیدا کردن Rupesh بی سر و صدا دراز کشیده است. سوزاندن با تب Rupesh تنفس تلاش بی وقفه برای جمع آوری قدرت به اندازه کافی به اذعان خود بازدید کننده. مرد غرق شده با نگرانی نزدیک تر می آید و Rupesh دعوا برای باز کردن پلک او البته در نیمه راه. به عنوان سکوت بلعد اتاق چند کلمه لغزش از طریق Rupesh را ضعیف دهان, “لطفا مرا به خانه’.

در این لحظه است که انسان ماهش Jadhav را در زندگی برای همیشه لطفا برای تغییر. یک زن 21 ساله فارغ التحصیل مهندسی, او در حال بازدید از بیمارستان های منطقه از Belagavi کارناتاکا دو سال بازگشت با دست پر از هدیه و میوه ها, بلبرینگ قصد گسترش شادی در میان بیماران مبتلا به مناسبت از تولد. اما در عوض او ملاقات Rupesh چهار سال رها شده بود توسط بستگان خود را برای بودن به HIV مثبت است.

“من به یاد داشته باشید آن روز که من ملاقات Rupesh در کودکان Ward در سال 2008. دکتر به ما گفت در مورد مادر بود که HIV مثبت و در بستر مرگ. هیچ کس به مراقبت از او را به عنوان پدر خود نیز گذشت با توجه به اچ آی وی و نزدیکانش به دوری او. با دانش محدود در مورد HIV و ايدز و من شوکه شده بود در چه بچه بی گناه بود و HIV مثبت در بدو تولد و در حال حاضر دیده می شود بدترین مردم” به یاد می آورد ماهش در حالی که در گفتگو با بهتر هند (TBI).

شانس خود را برخورد با Rupesh 12 سال پیش آغاز یک سفر فوق العاده ای که تا به حال یک اثر فوق العاده ای در درک نسبت به افراد HIV مثبت و رفاه کودکان در هند است. و آن را با توجه به این ستوده بدن از کار که در سال 2017 ماهش تبدیل به یکی از جوانترین افراد به رسمیت شناخته شده توسط دولت با جایزه ملی برای رفاه کودکان.

آغاز

آن را همه آغاز شد و در مارس سال 2008 زمانی که شانس ملاقات با Rupesh چپ ماهش عمیقا نقل مکان کرد. او شروع به مکرر بازدید خود از بیمارستان, از یک بار در ماه به یک بار در هفته به مراقبت از کودک.

و در نتیجه دو سال گذشت.

پس از آن آمد که بی رحمانه سال 2010 زمانی که 6 ساله Rupesh خود را از دست داده است. در این نقطه مشکل در پسر کوچک زندگی ماهش شد او ستون از پشتیبانی و شروع به نزدیک شدن به یتیم خانه ها و سازمان های غیر دولتی است که می تواند به کودک پناهگاه.

متاسفانه هر درب به او زدم بسته شد در چهره خود را با یک سخت “نه”. به چه دلیل ؟ Rupesh وضعیت پزشکی. یک نتیجه از عدم آگاهی و شایع جهل در مورد HIV که تربیت در این منطقه است. مانند شیطانی به مبلغ مطلق ostracisation از افراد با HIV زندگی می کنند از جمله کودکان است.

“ما در نهایت رفت و به منطقه کمیسیون برای کمک به کسانی که موفق به دریافت Rupesh به خوابگاه. اما او مجبور به بازگشت به بیمارستان فقط در عرض 5 روز. خوابگاه مقامات آگاه بود همه بچه ها که Rupesh بود HIV مثبت بود و او پس از آن دوری کردند ، او حتی اجازه داد به غذا خوردن با هر کس. تجربه خود را در آنجا عمیقا صدمه دیده کودک و پس از چند روز از بازگشت او بسیار بیمار است. زمانی که دکتر به من اطلاع داد در مورد وضعیت بحرانی و به من گفت که او نمی خواهد زنده ماندن فراتر از 2 روز” سهام ماهش.

ویران و نگران ماهش رفت و به دیدار Rupesh و در درخواست خود تصمیم به آوردن او به خانه اش.

“من تا به حال برای متقاعد کردن مقامات بیمارستان به من اجازه می دهد تا Rupesh. من نمی دانم آنچه که من می تواند انجام دهد اما حداقل من می خواستم او را خوشحال. پشت در خانه اگر چه در ابتدا اعتراض مردم به علت عدم آگاهی بعد از من توضیح داد و روشن تصورات غلط در اطراف HIV آنها پشتیبانی تصمیم من برای مراقبت از Rupesh. مادر من بود به خصوص پشتیبانی عالی و با کمک او Rupesh شروع به آرامی بهتر است,” او می گوید.

با خانه پخته شده مواد غذایی مناسب دارو و بارهای از عشق از ماهش و اعضای خانواده Rupesh زنده کرد.

اما یکی دیگر از بزرگ مبارزه بلندی بیش از آنها را.

“من تا به حال تصمیم به اتخاذ او و داستان درباره من آوردن او به خانه به نحوی رسیده رسانه ها و گزارش رو منتشر شده در یک روزنامه. با توجه به این که چندین نفر دیگر با جوان, کودکان HIV مثبت شروع به آمدن به درب ما به دنبال کمک. من نمی خواهم به ارسال کسی به عقب بود و تا آنجا که من می توانم. در 6 ماه آینده, من تا به حال 26 کودکان پیوستن به خانواده. سال 2010 من یک پدر به تقریبا 55 کودکان!” او فریاد می زند.

موانع به پدر

هر چند ماهش بود غیررسمی یک پدر به همه این 55 کودکان و نوجوانان اما او به زودی متوجه شدم که نگه داشتن بسیاری از بچه ها در خانه خود را بدون اسناد قانونی ممکن است باعث مشکلات و در نتیجه شروع به کار برای ایجاد ماهش پایه و اساس است.

“پس از فارغ التحصیلی برخی از دوستان من و من یک نرم افزار شرکت مشاوره و من همچنان به کار وجود دارد در حالی که همچنین تلاش برای راه اندازی این بنیاد است. من نزدیک رفاه فرزند کمیته به دنبال مناسب ثبت نام و پس از بسیاری از به و وپیش در نهایت در سال 2012 رو مجوز برای مراقبت از کودکان صفحه اصلی. اما پیدا کردن یک محل در اجاره بود بسیار دشوار است, به عنوان هر کس ما را رد کرد زمانی که آنها شنیده ام که کودکان HIV مثبت بودند. اما پس از 6 ماه از جستجوی یک زن و شوهر بودند نقل مکان کرد و با یک مقاله نوشته شده بر من در یک روزنامه نزدیک و پیشنهاد خود را خالی خانه” سهام ماهش.

هنگامی که خانه خود شد طبقه بندی شده اند بعد از بزرگ مانع شد و به آنها آموزش و پرورش است. اولین انتخاب قطعی و بدیهی برای ماهش بود و به اعتراف آنها را به یک دولت مدرسه. اما مانند بسیاری از برخوردهای قبلی این حرکت نیز در دیدار با مقاومت به عنوان مقامات مدرسه را تکذیب کرد بچه ها پذیرش بر اساس شرایط پزشکی خود را. یک بار دیگر ماهش به دنبال کمک از بالاتر مقامات دولتی را به زور از مدرسه را در کودکان و نوجوانان.

اما در مارس 2013, ظالمانه و تبعیض آمیز حادثه شوکه شده دولت است.

ارتقاء

“این بود که خود را در امتحانات نهایی و مدرسه تصمیم به اخراج آنها با توجه به HIV. آنها نمی خواهید بچه های دیگر به نشستن با آنها در یک فضای محصور شده برای آن ، زمانی که من در مورد آن شنیده بودم که خشمگین رفت و به صحبت با مقامات مدرسه. به جای داشتن یک گفت و گو آنها شروع به خشونت اداره کردن من و حتی ضرب و شتم من. این مدرسه تا به حال برخی از لحاظ سیاسی قدرتمند مردم در هیئت مدیره است که با استفاده از نفوذ خود با پلیس من را دستگیر کردند و همچنین. به گفته آنها من خراب نام این منطقه با در نظر گرفتن مراقبت از اچ آی وی مثبت, بچه ها,” او اضافه می کند.

خوشبختانه در همان روز پس از آن SP از بلگایوم منطقه ساخته شده است سفر خود را به ایستگاه پلیس و در زمان سهام از وضعیت. پس از تحقیقات او منتشر شد ماهش و penalised مقامات برای دستگیری او بدون حکم یا صنوبر. این است چگونه مطبوعات آمد به دانستن در مورد این موضوع چگونه پلیس و دولت مدرسه بدن به حال مورد آزار و اذیت محلی مددکار اجتماعی.

“آن را به حال تبدیل به یک مسئله بزرگ با تشکر از رسانه ها و وزیر آموزش و پرورش خواسته بود برای معلمان به حالت تعلیق درآمد. اما من نمی خواهم که. مشکل به وجود آمد به دلیل عدم آگاهی هر دو در بخشی از معلمان و والدین از کودکان دیگر که اعتراض بچه های من’ با حضور در مدرسه. بنابراین برای مقابله با آن, من تصمیم به برگزاری 2 ساعته برنامه. پدر و مادر بیش از 600 دانش آموزان با حضور در این جلسه و به آرامی شروع به تغییر وضعیت و کمک به ساخت یک جامع تر و حساس محیط زیست برای کودکان و نوجوانان” او توضیح می دهد.

در هشت سال ماهش تحت پایه و اساس ادامه داد: برای انجام چنین جلسات با توجه به آن بیش از 38,000 افراد HIV مثبت از جمله 2,800 کودکان بودند در نهایت با ثبت نام محلی دولت. بیمارستان به طوری که آنها می توانید شروع به دریافت درمان خود را. بیشتر در ترس از انگ نمی آیند برای درمان و یا ثبت نام خود را. او اضافه می کند که ثبت نام اولین گام به سوی آینده ای بهتر برای آنها آن را به عنوان تضمین های خود را رایگان دارو از بيمارستان های دولتی به طور منظم.

خانه آبا و اجدادی به امید

برای تقریبا 8 سال ماهش کودکان همچنان به زندگی در این خانه اجاره ای در حالی که او بی وقفه در تلاش برای پیدا کردن یک دولت فضا برای یک خوابگاه. صحبت از TBI او اضافه می کند که در هر زمان یک فرد با نفوذ شنیده در مورد پایه و اساس کار آنها او را تحسین کرد اما هیچ کس جلو آمد واقعا در این زمینه کمک کند.

در همین حال ساکنان محل که در آن خوابگاه واقع شد شروع به ایجاد مشکلات برای کودکان و نوجوانان و اعتراض خود را به حضور وجود دارد.

فراتر از چنین عملیاتی چالش ماهش سهام چگونه او همچنین تا به حال به مبارزه مستمر مقاومت از جامعه و خود و بستگان و برای کار در این منطقه است.

“بسیاری فکر کردند که من اچ آی وی مثبت از آنجا که من در این کار. بسیاری از بستگان و دوستان قطع روابط با من به دلیل آن است. اما مادر من و برادران من ایستاده بود از طریق ضخیم و نازک. هر روز آنها را ببینید من در تلاش برای پیدا کردن این کودکان یک خانه مناسب و یک روز آنها را با این ایده به ما کمک خانه آبا و اجدادی از 5000 فوت مربع برای کودکان و نوجوانان و بنیاد. من مردد بود اما آنها اصرار داشت. خانواده من در حال حاضر باقی می ماند در یک خانه اجاره ای به جای.” او سهام.

از این رو خود را پس انداز و برخی از وجوه جمع آوری شده در طول تمام این سال ها از طریق crowdfunding او ساخته شده است یک ساختمان 4 طبقه در سال 2018 در Kanbargi روستا در نزدیکی Belagavi که همچنین قرار دارد یک مدرسه ابتدایی به نام Utkarsha مرکز آموزشی برای کودکان بین سنین 6 تا 11 سال ديده. یک سال بعد در همان ساختمان, او شروع به یک خوابگاه برای بچه های خود را با نام Asha Kiran.

رویای خود را برای ایجاد یک محیط امن و فضای مثبت برای خود بچه ها بود در حال حاضر یک واقعیت است.

“با توجه به تلاش مستمر منطقه مدرسه مقامات نمی تواند پرتاب بچه ها من خارج است. اما در طول سال های ظریف تبعیض و ostracisation ادامه داد. من احساس می کنم که زمان برنامه درسی در مدارس است و نه جامع و من می خواستم به پل شکاف که در مدرسه من. به علاوه من معتقدم که هنر/ورزشی/تئاتر و یا مهارت برنامه نه به عنوان extracurriculars اما مناسب افراد از اهمیت مساوی می تواند کمک به این بچه ها کنار آمدن بهتر است به علاوه برنامه درسی تدریس در مدارس بود و نه جامع به اندازه کافی. من می خواستم به ارائه یک مهارت بیشتر مبتنی بر برنامه درسی و بنابراین در Utkarsha ما یک ویژه برنامه درسی است که متمرکز به همان اندازه در هنر و فرهنگ و موسیقی و رقص و تئاتر و ورزش به عنوان آن را با افراد سنتی مانند علوم و ریاضی و تاریخ و غیره” او می افزاید.

او انگلیسی دوبله که قصد Utkarsha بود و به فرصت های برابر برای کودکان که معمولا تبعیض. از این رو او تصمیم به باز کردن درهای خود را به کودکان محروم از نزدیکی زاغه نشین ها و همچنین رایگان از هزینه. این مدرسه دارای بیش از 84 دانش آموزان بین سنین 6-11 سال از کلاس 1 به 5.

اما فراگیر نیست و تنها جنبه Utkarsha که منحصر به فرد است.

بیش از فقط یک مدرسه – Utkarsha مرکز آموزش

ساخته شده در کشورهای عضو اکو دوستانه به کارگیری معماری سنتی که با استفاده از تکنیک های ساخت و ساز مواد مانند خاک رس و کاه و غیره بیش از سیمان و پلاستیک مدرسه یک ستاره یک مثال از یک پایدار و مسئولیت اجتماعی فضا. “ما باید از نصب 20 کیلووات خورشیدی در شبکه برق که قدرت 150 کامپیوتر, 180 چراغ های LED و 4 سیستم های تهویه مطبوع. همچنین من می خواستم به استفاده از این فضا برای تبدیل نگرش جامعه نسبت به افراد HIV مثبت. اولین گام برای آموزش خانواده های محروم مورد HIV به طوری که آنها اجازه می دهد تا کودکان خود را به مطالعه در اینجا. در گام بعدی به باز کردن درب برای بچه های دیگر از جامعه به طوری که آنها می تواند استفاده از زیرساخت ها و امکانات پیشرفته پس از ساعات مدرسه به منظور ارتقاء آموزش و پرورش است.”

امروز بعد از تقریبا یک دهه از وجود همه ماهش بچه ها به خوبی انجام می دهند. در حالی که برخی در حال آماده سازی برای UPSC تحصیل در دانشگاه های دیگران حتی کار در شرکت های مختلف. حتی Rupesh در حال حاضر 16 انجام شده است بسیار خوب است.

“مردم فکر کردند که من بیش از حد جوان برای یک مسئولیت بزرگ است و پایه و اساس خواهد بسته در فقط دو سال. به خوبی تبدیل شدن به یک پدر از 55 کودکان و نوجوانان بود و در واقع بزرگ اما در اینجا ما بعد از تقریبا یک دهه و همه چیز را تنها پیشرفت. وقتی که من نگاه Rupesh قلب من پر از غرور و افتخار است. یک پسر که داده شد فقط دو روز در حال حاضر پر رونق است درست مثل همه بچه های دیگر. از این رو تمام شده است و یک امتیاز!” آمده ماهش با یک لبخند.

(ویرایش شده توسط Saiqua سلطان)

ارتقاء

مانند این داستان ؟ یا باید چیزی برای به اشتراک گذاشتن ؟
برای ما بنویسید: [email protected]
ارتباط با ما را در Facebook و Twitter

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>