کمدی مرکزی ‘شرکت’ ساخته شده بود ما با جهان در حال مرگ در ذهن

Season 3, episode 2 of Comedy Central's Corporate

فصل 3 قسمت 2 از کمدی مرکزی شرکت. Comedy Central

شرکتضد دفتر طنز بازگشت برای یک سوم و نهایی فصل در Comedy Central امشب احساس می کند هر دو مانند یک پیام از آینده و یک اثر.

سازندگان و شرکت ستاره جیک Weisman و مت Ingebretson گردد یک comically تلخ و سختی واقعیت پوچ مجموعه در یک افتخار بی عاطفه چند ملیتی کنگلومرا به نام همپتون DeVille است که یک بخشی آمازون یک-بخش جنرال الکتریک و یک-بخش دلوس, Inc. نشان می دهد زمین-سیاه و چشم انداز در روح خرد کردن تکرار زندگی روزمره حرص و آز شرکت های بزرگ و بشریت تمایل به gleefully ادامه با وجود آن همه در حال حاضر احساس می کند مانند زمان واقعی خوراک از خود ما و جهان است. یکی از تفاوت خودنمایی: شرکت های بزرگ صورت می گیرد تقریبا به طور کامل در یک ساختمان اداری است که همچنین باعث می شود آن را به نظر می رسد مانند یک انتقال از دوره دیگری به طور کامل نشان می دهد که پیچیده تولید مناسب قبل از همه گیر در مجموعه.

“من امیدوار هستم وجود دارد به اندازه کافی از یک تن و یک احساس است که افرادی که کار نمی کنند در کابوس, شرکت, شرایط می تواند فقط مربوط به آن به هر حال” Weisman می گوید ناظر در مصاحبه. “یکی از اهداف ما با نشان دادن این است که مردم به توقف کار در یک دفتر کار و زندگی در جنگل. بنابراین من فکر می کنم اگر هر چیزی را به آنها نشان می دهد که چگونه وحشتناک آن بود و است که آنها هرگز بازگشت.”

Weisman مورد بحث و عمر خود را در قرنطینه پوچ برجسته COVID-19 pandemic, چگونه فصل جدید شرکت می پردازد دیوانه وار جنگ برای محتواو تبدیل افسردگی خود را به نشان می دهد صادقانه ترین و منحصر به فرد قسمت.

توجه: این مصاحبه بسیار خفیف اخلال گران برای اولین بار دو قسمت از شرکت های بزرگ فصل 3.

ناظر: چگونه شما بوده است ؟
جیک Weisman: آن را مانند یک زمان عجیب و غریب از آنجا که هر کس هر دو واقعا ضعیف بلکه تجربه عجیب و غریب مقدار قدردانی است. چرا که اگر شما مرده و شما مرتب کردن بر اساس مانند: “من خوش شانس هستم,” اما شما در حال تجربه مقدار باور نکردنی از, اضطراب, افسردگی و تروما است. پس از آن فقط بد اما پس از آن اگر شما می گویند شما در حال انجام میداد آن را پذیرفته اما من فکر می کنم آن را کمی چپ دست چرا که شما در خط مقدم کارگر. آن را فقط در زمان جالب, بدیهی است, و من فکر می کنم من به خوبی انجام می دهند و در تلاش برای مقابله با قدردانی در حالی که عمدتا فقط افسرده بلکه انجام خوب است.

چه خنده دار است که من فقط به ورزش شده به طور مداوم و من مو به نظر می رسد مانند یک یهودی تقلید از وارن بیتی در ’70s. من نگاه کاملا متفاوت و احساس کاملا متفاوت از من تا کنون داشته است. بنابراین من انجام می دهند اما جهان در حال مرگ است.

“ما فقط در مورد فکر می کنم بدترین چیزی که ممکن است و معمولا آن را درست می آید.” -Weisman در نوشتن ‘شرکت’

فصل 2 آخر می یابد همپتون Deville تصمیم گیری به استوک سیتی تا ترس از آخرالزمان از طریق رسانه های خود شبکه برای جلب مردم به وحشت-خرید سال’ ارزش منابع در آن فروشگاه های آنلاین. احساس می کند که… prescient در حال حاضر.
ما سعی کردم به نوشتن چیزهایی در یک prescient شیوه ای اما من فکر نمی کنم آن را برای جهان خوب اگر ما prescient. ما فقط فکر می کنم در مورد بدترین چیزی که ممکن است و معمولا آن را درست می آید. چیزی که ما نمی فکر می کنم در مورد کاغذ توالت, اما آن را حس می کند. مردم فقط در ادامه به گوسفند. من باید مثل یک راز فروشگاه من رفته ام برای کاغذ توالت از آغاز و من فقط گفته دو نفر از دوستان به دلیل آن را بیش از حد خوب است. آن را بیش از حد خوب است و آنها همیشه دقیقا آنچه که من می خواهم و هیچ کس وجود دارد.

بعد از چند ماه مردم به نظر می رسید برای جلوگیری مراقبت در مورد این بیماری همه گیر به نظر می رسد اگر آنها تا کنون مراقبت در همه. آنها فقط تصمیم گرفت که آنها می خواهم تا به حال به اندازه کافی از پوشیدن ماسک و ماندن در داخل آنها متوقف وحشت خرید و فقط رفت و برگشت به زندگی خود را.
هنگامی که یک نابجا رویداد رخ می دهد در جامعه آن را همیشه جذاب که قریب به اتفاق انسان طبیعت که شما مشاهده در واکنش نیست خود را از طبیعت انسان است. آن را مانند این است که آنچه اکثر مردم انجام دهید ؟ من نمی دانستم که مانند آنچه در انسان است بنابراین من حدس می زنم من یک انسان because i’m not gonna do that.

من فکر می کنم احمقانه ترین چیز برای من این است که فقط تمایل به پوشیدن ماسک. آن را نه یک چیز جالب من و گفت: اما من فقط می خواهم آنچه که شما در حال صحبت کردن در مورد ؟ چرا شما فکر می کنید این یک محدودیت از آزادی خود را? این به شما آزادی—از بیماری. مردم مطرح شد به این باور است که همه چیز متفاوت شد و آزادی و من فکر می کنم که جذاب چیزی که مردم فکر می کنند به این معنی که شما نمی توانید بگویید من به پوشیدن ماسک.

خیلی از خود نشان می دهد که در مورد رفتن به یک کار شما از آنها بدم میاید چون شما از نظر مالی موظف به انجام به طوری که احساس می کند مانند درست نبود واقعی آزادی و آزادی.
من فکر می کنم وجود دارد اصرار برای کسانی است که قربانیان به احساس مانند قربانیان. آن مست و من فکر می کنم مردم می خواهند به احساس مانند آنها را بر اساس دلیل آنها نمی توانند ایستادگی وقتی کسی بیشتر قرار داده است صحبت کردن در مورد. چرا که هر کس views مسائل خود را به عنوان معادل آن و شما می دانید که در یک راه است که حس می کند. شما تنها در خود مغز و شما تنها تجربه دنیا در فیلم خود را. بنابراین آن را حس می کند اما آن را غم انگیز است.

دومین قسمت از این فصل در نهایت ارائه می دهد یک دیدگاه به جیک وضعیت روانی و به همین دلیل او را بسیار بدبینانه است. از دوران کودکی جیک تا به حال آنچه به نظر می رسد افسردگی بالینی است که طول می کشد به شکل یک wiseass نیمه مثله سگ طلسم زیر او را در اطراف. این است که تا بحال ترین شخصی نشان می دهد و بعد فورا رفت واز.
من فکر می کنم ما آن را می دانستند که قرار بود به فصل گذشته بنابراین ما قطعا می خواستم به بزرگتر نوسانات. ما هرگز می خواهم به تکرار یک قسمت در هر راه. این چیزی بود که من می خواهم با تجربه در زندگی من—من تا به حال افسردگی برای مدت زمان طولانی. در نهایت پس از فصل 2 بود که بیش از همه چیز به سر آمد و من متوجه شدم که من فقط می خواهم اجرا شده است و از چیزی بود که تلاش برای صرفه جویی در من.

من فکر می کنم که بسیاری از مردم به ویژه هنگامی که شما را وادار به رفتار تکراری از کار در یک دفتر… شما لزوما متوجه است که شما مشکلات جدی خود را با شخصیت و زندگی است. شما مثل این است که فقط زندگی من و در راه افسردگی باعث می شود شما فکر می کنم من لایق این زندگی و شما سعی می کنید برای پیدا کردن همه نوع از تئوری های توطئه در مورد دارو به خودتان جلوگیری از اعتراف به خودتان است که شما یک مشکل.

“اگر شما افسرده هستید… این مانند در اختیار داشتن یک وزن بدن خود را و شما فقط با استفاده از به برخورد با آن است. این ایده از احساس بهتر است که تقریبا ترسناکتر از افسردگی چرا که حداقل شما می دانید افسردگی است.”

آن را نیز فوق العاده دشوار است برای برهم زدن و یا تغییر زندگی شما با دقت چیده شده در اطراف این مشکل به خصوص به عنوان شما سعی می کنید به نگه داشتن یک کار و کسب و زندگی.
آن سخت است برای من نگاه به افسردگی به عنوان چیزی غیر از خنده دار زیرا که به من کمک کرد از طریق بسیار است. بنابراین ما فقط می خواستم به سعی کنید به بیان چیزی که من را از طریق رفت اما همچنین که بسیاری از دوستان من در حال رفتن را از طریق جایی که آنها به وضوح نیاز به دارو و آنها پیدا کردن هر دلیلی برای رفتن نیست در آن. و من فکر می کنم این یک چیز جهانی به ویژه هنگامی که شما باید یک کار از آنجا که اکثر مردم در حال زندگی چک چک و فقط آن را بسیار سخت به قطع که برای کمک به خودتان است.

شما نیاز به احساس می کنید مثل شما محافظت می شود. چرا که اگر شما افسرده هستید, شما احساس می کنید مثل شما در حال حمله چیزی است که شما واقعا نمی فهمید. و اگر غریزه خود است که سعی کنید به مقابله با آن, آن را مانند در اختیار داشتن یک وزن بدن خود را و شما فقط با استفاده از به برخورد با آن است. نیز وجود دارد یک ایمنی در افسردگی به دلیل آن را مانند, خوبی, زندگی, شوهر, بنابراین آن را حس می کند که آن را بمکد, شما می دانید ؟ این چنین کلیشه, اما این ایده از احساس بهتر است که تقریبا ترسناکتر از افسردگی چرا که حداقل شما می دانید افسردگی است. اگر شما احساس به عنوان بد آن را مانند پس من که هستم ؟

قسمت 2 از فصل سوم کمدی مرکزی شرکت. Comedy Central

شما در مورد این قسمت از شما تا از نزدیک در ارتباط با شخصیت ؟
من فکر نمی کنم آن را دشوار برای صحبت در مورد دلیل من ایستاده تا برای یک دهه و من خیلی باز در مورد افسردگی و آن را احساس و درمانی مفید است. وجود دارد چند چیز است که من نگران بود ، یکی بود که من تمایل به تاریکی و من تمایل به پیدا کردن بسیار تاریک همه چیز خنده دار است, اما زمانی که مردم به لحن کمدی مرکزی حتی به ما نشان می دهد—و من فکر نمی کنم ما که بسیاری از طرفداران—اما آنها هنوز هم نمی خواهید برای رفتن به تاریک به عنوان من می خواهم برای رفتن بیشتر از زمان.

من می ترسم در مورد آن تا زمانی که ما نمیفهمد کل مت Poppins زاویه [که در آن مت Ingebretson نقش مری پاپینز-نوع شخصیت در تلاش برای کمک به جیک] از آنجا که به منظور مقابله با افراطی تاریکی قسمت ما تا به حال برای قرار دادن در silliest مسائل ما تا کنون در قرار داده است. برای ایجاد یک قسمت در مورد افسردگی برای این نشان می دهد که در حال حاضر کمی در مورد افسردگی شما را مجبور به انجام چیزی واقعا متفاوت است. هر کس صحبت کردن در مورد افسردگی, در حال حاضر, اما شما باید آن را در یک راه منحصر به فرد.

هنگامی که شما تا به حال شدید امتیاز از ساخت یک تلویزیون نشان می دهد برای دو فصل اگر شما در حال انجام آن دوباره شما نمی خواهید به انجام همان چیزی که شما می خواهید برای گرفتن نوسان است. من فکر می کنم بیشتر لذت خلاقانه است زمانی که شما مطمئن نیستید اگر آن کار خواهد کرد. هنگامی که ما نمیفهمد که ما تا به حال به نیمی از قسمت silliest چیزی که ما تا کنون انجام داده و سپس آن را ساخته شده بسیاری از حس.

“هنگامی که شما را به یک تلویزیون نشان می دهد, آن را بسیار جذاب است. اما آن را بلافاصله می شود این بسیار تجربه شرکت های بزرگ. ما در حال تلاش برای به دست آوردن چیزی تقریبا به شدت عجیب و غریب در هوا, و ما در حال ساخت آن برای یک شرکت—در حال حاضر دو شرکت با هم ادغام شدند به یک [ویاکام و CBS] که در نوع سرد و بی عاطفه و غیر انسانی درست است؟”

قسمت اول از فصل است که در مورد ظهور عظیم جریان خدمات “مطالب” عجله طلا فن فرهنگ و الگوریتم. همپتون DeVille یکی از کسانی که خدمات جدید و مدیران هستند با وسواس داده است. شما باید مقدار زیادی از آزادی خلاق بدیهی است که این اتفاق بیشتر یک تفسیر در صنعت و یا با الهام از شخصی ناکامی?
چگونه می توانم دیپلماتیک در اینجا وجود دارد تعدادی از چیزهایی است. که راه ما رو به یک تلویزیون نشان می دهد با انجام یک تن از کمدی و طرح و ایستاده و نوشتن برای سال های بسیاری است. و هنگامی که شما را به یک تلویزیون نشان می دهد, آن را بسیار جذاب است. اما آن را بلافاصله می شود این بسیار تجربه شرکت های بزرگ. تقاطع هنر و تجارت است که واقعا تقریبا ذاتا مانند یک تناقض است. ما در حال تلاش برای به دست آوردن چیزی تقریبا به شدت عجیب و غریب در هوا, و ما در حال ساخت آن برای یک شرکت—در حال حاضر دو شرکت با هم ادغام شدند به یک [ویاکام و CBS] که در نوع سرد و بی عاطفه و غیر انسانی درست است ؟ آن را مانند در مقابل آنچه که ما می خواهیم انجام دهیم اما ما باید به بازی این بازی. شما فقط باید به اگر شما می خواهید برای دریافت آن به مخاطب است که شما نمی توانید در خود صفحات رسانه های اجتماعی.

بنابراین شما باید در همه این شرکت ها سیاست است. در پنج سال گذشته ما تا به حال بی پایان—که من نمی خواهد صحبت کنید و به طور خاص در مورد اما شاید در چند سال فقط مزخرف و مزخرف من تا به حال دسترسی به جلسات که من فقط شنیدم در مورد اینکه در پشت درهای بسته و پس از آن من به کسانی که پشت درهای بسته و یاد بگیرند که چگونه همه چیز در حال به بازار عرضه شده و فکر [توسط مدیران]. من فکر می کنم این واقعیت است که ما چیزی را برای این شرکت است که تنها در مورد مراقبت از آن را به اندازه کافی به آنها را زمانی که ما در آینده آن را از محل های مختلف است که ذاتا جالب است. این شرکت در مسابقه برای ایجاد محتوا. آنها نمی اسمش هنر است. آنها را از آن “محتوا.”

واقعیت این است که شما در حال تلاش برای ایجاد هنر, اما آن را در واقع هرگز بود قدردانی به عنوان هنر. آن را فقط به عنوان قدردانی رتبه بندی مانند “اوه نگاه آنها خواهی یک ستاره مهمان و یا اگر آن را انجام نداد و در 18 تا 49 بازار؟” آن را فقط به تمام کسانی که احمق و من فکر می کنم ما فقط می خواستم به خنده در مورد آن به دلیل آن را این مجنون این حرفه ای ما در حال تلاش برای انجام. ما در حال تلاش برای بیان چیز انسان است, اما آن را برای یک الگوریتم است. من فقط فکر می کنم که خنده دار است. ما می خواستیم به انجام یک عاقبت به جامعه فردا [کلاه برداری های علمی تخیلی نشان می دهد که شخصیت ها در شرکت عقده روحی] از آنجا که ما فکر می کنیم که می شود یک چیز خنده دار و چون ما نشان می دهد که در واقع پایان دادن به ما فکر آن را خنده دار را نشان می دهد در مورد چگونه نشان می دهد پایان دادن به هرگز.

شخصیت های خشمگین بودند مورد اصلی سری آخر برای جامعه فردا در نشان می دهد و در تلاش بودند به آمده تا با ایده های بهتر اما هیچ کس واقعا توافق کردند که با یکدیگر در مورد چه کار می کند. آن را به من از خشم پس از بازی تاج و تخت و, اخیرا, Star Wars: The Rise of اسکای واکر.
من هرگز به تماشای بازی تاج و تختاما مت و [خالق] Pat [اسقف] انجام داد و من فکر می کنم تقریبا همه در اتاق نویسندگان انجام داد. و پس از آن جذب می کند چرا که آنها پس از جا در رفته. و من مثل یک سو من آن را دریافت کند چرا که اگر چیزی را بمکد و شما بوده ام در انتظار این همه زمان برای دیدن آنچه که اتفاق می افتد شما سرمایه گذاری سال های بسیاری از زندگی خود را. من آن را اگر آنها نمی چسبد فرود و شما ناراحت هستید.

اما پس از آن ما صحبت شد و من فقط آن را در بر داشت به طوری پوچ چگونه دیوانه بودند. آنها دیوانهفقط واقعا خشمگین. این موجب این ایده از آنجا که من گفتم: “شما بچه ها هستند به طوری که او احمق است. چه هستند شما حتی صحبت کردن در مورد؟” اما پس از آن من فکر کردن در مورد آن و نبود فقط حماقت چون من فکر the Sopranos آخر به طور خاص. و من به یاد داشته باشید زمانی که من آن را دیدم برای اولین بار فکر کردم که احتمالا درخشان ترین پایان من و ام تا کنون دیده یک تلویزیون نشان می دهد. اما بنابراین بسیاری از مردم از آن متنفر بودم در حالی که من فکر کردم آن را تحت اللفظی نابغه است.

من متوجه شدم آن را تا به چیزی برای انجام با محتوای پایان دادن به. آن را به انجام با این واقعیت است که آن را پایان دادن به دلیل آن را بسیار غم انگیز است. نوستالژی در کل خیلی ویرانگر است. آن را مانند, آه خدای من, زندگی در گذر است به من. شما درک نمی کنند که آنچه شما احساس می شوند. شما مثل این بود که سال های بسیاری از زندگی من است. من متفاوت بود که این کار آغاز شده و در حال حاضر آن را رفته است. در حال حاضر من مجبور به حرکت با زندگی من. این خیلی غم انگیز است و مردم درک نمی کنند که آنها عزادار.

این مصاحبه ویرایش شده برای طول و وضوح.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>